بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او
زبان عقل تر و کام فضل شیرین است
به لطف صنع برآورد بی ستون قصری
که قصر خسرو انجم نه قصر شیرین است
عروس نعمت او باز می رود به عدم
به مهر خویش که داماد شکر عنین است
کمال نعمت او پرورنده مشفق
ز ابر ساخته کاین دایه ریاحین است
وفور هیبت و قهرش به شعله نائر
مثال داده که این مقطع شیاطین است
به صحن مملکتش هفت نسبت است قلم
کبودوش که همه میخهای زرین است
حسام قدرت و قهرش به دست حکمت و حلم
همیشه حافظ شرع است و ناصر دین است
که اشتیاق مرا هیچ شرح نتوان داد
که زی جناب همایون ناصر دین است
امیر عالم عادل محمد بن حسین
که بر مناقبش از چرخ حمد و تحسین است
جز او که دارد آیین جود و رسم کرم
تبارک الله آن خود چه رسم و آئین است
سخا و طبع کریمش حریف یکدگرند
مگر یکی است چو جوزا دگر چو پروین است
بحدف همت او توسن مروت را
. . .
به مدح او گهر افشاند خاطر من از آنک
خرد ز لفظ گهربار او گهر چین است
به ذکر منقبت او زبان کلک تراست
از آن سبب دهن کلک عنبرآگین است
بزرگوارا داعی دولتت شب و روز
ز بهر فرقت خدمت نژند و غمگین است
توئی ز محنت ایام کهف ملجاء او
از آن دعای تو او را چو ورود یاسین است
به نامرادی از خدمت تو محرومم
ولی چه چاره کنم چون مراد چرخ این است
همیشه تا که خط و زلف دلفروز ترا
ز برگ لاله و گل بستر است و بالین است
به تخت و بخت ترا باد بستر و بالین
که ملک را به جهان عین مدعا این است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش یک شخصیت بزرگ و نیکوکار میپردازد. او خداوند را به خاطر نعمتهای بیپایانش شکر میگوید و به قدرت و فضل این شخص اشاره میکند که به مانند قصر بدون ستون میماند، یعنی مستحکم و با اراده است. شاعر به مهربانی و سخاوت این شخصیت اشاره کرده و او را امید و پناهی در سختیها میداند. همچنین، به ویژگیهایی از قبیل دانایی، حلم، و دفاع از دین و شریعت او اشاره میکند. وی در پایان به عشق و اشتیاقش به خدمت این شخصیت و آرزو برای درک نزدیکتر به او میپردازد و از مشکلاتی که برای خدمت به او دارد، ابراز غم و اندوه میکند.
هوش مصنوعی: بدان خدایی که هر لحظه به خاطر خدمتش، عقل ما به شکرگزاری میپردازد و نعمتهایش شیرین و دلپذیر است.
هوش مصنوعی: به کمک هنر و خلاقیت، بنایی زیبا و دیدنی ساخته شده است که حتی از قصرهای معروف و افسانهای هم بهتر و باشکوهتر است.
هوش مصنوعی: عروس ثروت و نعمت به تدریج از دست می رود و به نابودی می رسد، زیرا دامادی که شکرین است، توانایی آن را ندارد که او را حفظ کند.
هوش مصنوعی: کمال نعمت خداوند، مانند مادری مهربان است که از ابرها رحمت و برکت میریزد و این رحمت مانند دایهای برای گیاهان و گلهاست.
هوش مصنوعی: شکوه و قدرت او را با شعله آتش مقایسه کردهاند و این نشانی است از اینکه اینجا مکان شیاطین است.
هوش مصنوعی: در قلمرو کشورش، هفت رابطه وجود دارد که با دقت و زیبایی نوشته شده و همه آنها نشان از ثروت و زیبایی دارند.
هوش مصنوعی: قادر بودن و قدرت حسام در کنار حکمت و صبر، همواره از اصول دین حمایت میکند و نگهدارنده شرع است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند احساس عمیق و اشتیاق من را توضیح دهد، زیرا این اشتیاق به وجود محترم و والای ناصر دین مربوط میشود.
هوش مصنوعی: امیر بزرگ و عادل محمد بن حسین که نام و ویژگیهایش بر تسبیح و ستایش آسمان جاری است.
هوش مصنوعی: جز او که بخشندگی و کرم را به خوبی میداند، چه کسی میتواند به چنین صفاتی دست یابد؟ خداوند خود بهترین نمونهی این اوصاف است.
هوش مصنوعی: بخشش و روحیه سخاوتمندی او با هم بهم پیوستهاند، اما یکی از آنها مانند ستاره جوزا و دیگری شبیه ستاره پروین است.
هوش مصنوعی: به اندازه اراده و تلاش او، اسب جوانمردی را به پیش میرانید.
هوش مصنوعی: در ستایش او، دل من مانند جواهر پرنور میدرخشد، زیرا عقل من از کلمات پرارزش او همچون دانههای جواهر بهدست میآورد.
هوش مصنوعی: به خاطر تمجید و وصف او، زبان قلم در تو جاری شده است و به همین دلیل، دهان تو عطر خوشی دارد.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، دعای روز و شب برای دولتت به خاطر جدایی و غم ناشی از خدمت رسانی ناتمام است.
هوش مصنوعی: تو به قدری مورد محبت و توجه هستی که در سختیها و مشکلات، مانند پناهگاهی برای دیگران به شمار میآیی؛ دعای تو برای او مثل ورود یاسین، مایه آرامش و آرامش خاطر است.
هوش مصنوعی: من به خاطر نامرادی و بدشانسیم از خدمت تو محروم هستم، اما چه میتوانم بکنم، چون قضا و قدر چنین است.
هوش مصنوعی: همیشه زیبایی و جلوهی خط و موهای دلربایت مانند برگهای لاله و گل، زیر سر و روی تو قرار دارد و با تو همراه است.
هوش مصنوعی: به تو آرزو میکنم که در آسایش و خوشبختی باشی، زیرا سلطنت و قدرت واقعی در دنیا همین آرامش و comforts است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
شبی چو روز فراق بتان سیاه و دراز
درازتر ز امید و سیاه تر ز نیاز
ز دور چرخ فرو ایستاده چنبر چرخ
شبم چو چنبر بسته در آخرش آغاز
برآمده ز صحیفه فلک چو شب انجم
[...]
گرفت مشرق و مغرب سوار آتش و آب
ربود حرص امارت قرار آتش و آب
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
به خشگ و تر به جهان دربگشت ناظر عقل
[...]
خری سبوی سرو روده گوش و خم پهلو
کماسه پشت و کدو گردن و تکاو گلو
چو آمد آید با او سبوی و روده و خم
چو شد کماسه رود با وی و تگا و کدو
خری سرش ز خری چون کدوی بیدانه
[...]
زهی بمشرق و مغرب رسیده انعامت
شکوه خطبه وسکه زحشمت نامت
زتست نصرت اسلام از آن فلک خواند است
حسام دولت و دین و علاء اسلامت
بزرگ سایه یزدان و آفتاب ملوک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.