گنجور

 
ابوالفرج رونی
 

برآمد یکی آرزو ملک را

که بود اندر آن آرزو سالها

که دست وزارت به صدری رسید

که گیرد سعود از رخش فالها

از این پیش بی رای او مملکت

چنان بد که بی روح تمثالها

ابوالقاسم آن کز فلک قسم اوست

چه تعظیم ها و چه اجلالها

چو دندان کند تیز مر کلک را

شود فتنه را کند چنگالها

بدو چرخ از این پس تلافی کند

اگر پیش از این کرد اخلالها

وگر داشت بیداد حال نکو

از این پس بگردد وراحالها

علی الجمله او در زبانهای خلق

نباشد جز این بیت از امثالها