گنجور

شمارهٔ ۱۴

 
رودکی
رودکی » قصاید و قطعات
 

آن صحن چمن، که از دم دی

گفتی: دم گرگ یا پلنگ است

اکنون ز بهار مانوی طبع

پرنقش و نگار همچو ژنگ است

بر کشتی عمر تکیه کم کن

کاین نیل نشیمن نهنگ است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نشیم هم همان نشیمن است

رضا نوشته:

منظور از “دم “در مصرع اول بیت اول دهان است، لکن” دم” در مصرع دوم دم است.
ژنگ : ارژنگ کتاب مانی نقاش

رضا نوشته:

رودکی بزرگ، در این شعر به مانند شاعران نوپرداز روزگار ما فضا سازی کرده است،زوال و بی رمقی صحن چمن را ناشی از نفس زمستانی ماه دی به رنگ دم گرگ و پلنگ تشبیه کرده است،در بیت دوم دیگر با ر با آمدن بهار صحن چمن را از وجود رنگهای الوان بهار به رنگ های ارژنگ کتاب مانی نقاش تشبیه کرده است.

محمد نوشته:

اگر بپذریم که شعر ظرفی است که چند حوزه مهم را در آمیخته است و لایه ی موسیقی بخش هنری آن اسکلتی است که نماهایی از تصاویر، مفاهیم و صنایع ادبی را بر پایه ای بنا کرده که ویژگی و جایگاش با توجه به چشم انداز مفاهیمی که شاعر آنرا می خواسته به دید خواننده بکشاند، تعیین می شود، در این مورد باید گفت این شعر دارای ریتم شوخ و شنگ و وزنی ساده است و دوری اش از پیچیدگی های ریتمی به اندازه ای است که این اسکلت را مناسب رک بودن گویش و ارایه اندرزی آشکار از یکطرف و در طرف دیگر جلوگیری از تاثیر و درگیری ژرف روان خواننده نسبت به مفاهیم ژرفتر و عبرت آموزی می کند.
جدای از اینکه انتخاب این وزن کاستی شمرده شود یا از شناخت و زیرکی شاعر نسبت به ظرفیت موسیقی بر آمده باشد، دو پرسش دارم:
منظور از «دم گرگ» و «دم پلنگ» و مناسبتش با « صحن چمن» چیست؟
و همینطور منظور از بیت آخر؟
نمیدانم تا چه اندازه تفسیرم از بین آخر درست باشد: دارد از واننهادن نیک روزی بر دوش زمان می گوید و با یاری گرفتن از تشبیه و استعاره ی زیبا، اهمیت دم غنیمت شماری را در بهره وری از خوشی گوشزد می کند؛ رود نیل یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین رودهایی است که در ادبیات ما بارها از آن یاد شده است گر چه این رود نهنگی ندارد! اما د راینجا تمساحش همسنگ مفهوم غافلگیری سرنوشت و نا پایدار بودن خوشی است و اینکه که چرا نمی شود روی فرصت عمر آسیب پذیر سرمایه گذاری کرد. زیرا در این نیل زیبا وجهان ساری و جاری اتفاقی نا گهان با گزندش به کشتی غفلت زده، عمر را دچار آرواره های پر توان خود می کند.
زیبایی دیگر شعردربیت دوم استعاره گرفتن از مانویانی است که هنرشان ریشه های آیینی دارد، بنابر این به بهاری اشاره می کند که جلوه های زیبایی اش جدای از ویژگی های تکوینی زایش نیست. به قول پابلو نرودا: اگر تمام گلها را هم بچینند، هرگز نمی توانند جلوی آمدن بهار را بگیرند. ( نقل به مضمون)
و از طرفی با این همانی تلویحی زیبایی طبیعت و زیبایی آثار هنری دستساز بشر، به یکی بودن خواستگاه این دو زیبایی اشاره دارد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام