گنجور

غزل شمارهٔ ۴

 
رضی‌الدین آرتیمانی
رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات
 

نقابی بر افکن ز پی امتحان را

که تا بینی از جان لبالب جهان را

چو در جلوه آیی بدین شوخ و شنگی

برقص اندر آری زمین و زمان را

بروی زمین مهروار ار بخندی

بزیر زمین درکشی آسمان را

من از حسرت رویش از هوش رفتم

خدایا شکیبی تماشاکنان را

به دل زان نداریم یک مو گرانی

که بر سر کشیدیم رطل گران را

بهارت دلا کس ندانست چون شد

بهر حال دریاب فصل خزان را

فراموش کردند از مهربانی

چه افتاد یاران نامهربان را

از آن نام تو بر زبان می نراندم

که میسوخت نام تو کلام و زبان را

رضی این چه شور است در نالهٔ تو

که از هوش بردست پیر و جوان را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود موسی زاده نوشته:

زیبا
لیکن در بیت هشتم و در مصرع دوم از این بیت چنین به نظر می آید که اشتباهی در تایپ رخ داده باشد
آنجا که میگوید
“کلام و زبان را”
که از نظر آهنگ و وزن و زیبایی شناختی چنین به نظر میرسد که به جای کلمه “کلام”
کلمه و عبارت “کام” صحیح باشد
چرا که شاعر در مقام بیان آن است که شرح دهد
از علت عاشقی چه به روزگار اعضا ء و جوارح وی آمده است
و بدیهی است که “کام” به معنای “دهان” صحیح خواهد بود و نه “کلام” که در واقع یکی از افعالی است که از یکی از اندام آدمی سر میزند.

👆⚐

شیوا نوشته:

در بیت یکی به آخر کام و زبان صحیح است.

👆⚐

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.