گنجور

فتنه آذربایجان

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

فغان که آتش کین آشیان ما را سوخت

به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی

گسست رشته پیوند، یار دشمن خوی

شکست حقه الفت، حریف حق شکنی

جفای زاغ و زغن بین که از سیاه دلی

به بلبلان نگذارند گوشه چمنی

به تیره بختی ما شمع انجمن سوزد

به هرکجا که حریفان کنند انجمنی

بنای خانه بیداد واژگون گردد

به دست تیر زنی یا به آه پیرزنی

کسی که بد به وطن گفت بی وطن بادا

که بر وطن نزند طعنه غیر بی وطنی

اگر میانه و تبریز و اردبیل افتاد

به دست غیر، چو گنجی به دست راهزنی

به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند

«چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی »

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام