گنجور

 
ابن یمین فریومدی
 

جهان از بهر یکتن نیست تنها

یقین میدان درینمعنی شکی نیست

مپنداری که هر جا هست تاجی

ز بهر آن مهیا تارکی نیست

سلامت با قناعت توأمانند

چو آز اندر زمانه مهلکی نیست

اگر صد اسب داری در طویله

ترا مرکب از آنها جز یکی نیست

اگر رنجه نباشی بهر بیشی

توان گفتن که چون تو زیرکی نیست

کفافی از قضات ار میدهد دست

تمام است اینقدر وین اندکی نیست