قسم به صفوت جام و صفای جوهر می
که نیست در سر ما جز هوای ساغر می
بیا که خشکی و تری طفیل هستی ماست
در آب خشک قدح ریز آتش تر می
ببین بلندی بخت و سعادت طالع
که کرد از افق خم طلوع اختر می
غرض ز طاعت عارف بهشت و کوثر نیست
بهشت میکده او را بس است و کوثر می
اگر ز درد سر خویش رنجه ای می نوش
که نیست رنج تو را شربتی برابر می
گذار پرورش تن به تن پرست ای دل
غذای روح کن از جام روح پرور می
به کنج میکده سازید خانه جامی را
که رفت خانه او چون حباب در سر می
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت نوشیدن شراب اشاره میکند و بر لزوم توجه به شادی و خوشیهای زنده تأکید دارد. او به اهمیت زندگی در لحظه و دوری از دغدغههای دنیا پرداخته و میگوید که حیات واقعی در سادگی و زنده نگهداشتن روح است. شاعر به شوق و فواصل خوشبختی اشاره کرده و معتقد است که بهشت واقعی در شراب و میکده نهفته است. او روح را به پرورش و تغذیه از شیرینی شراب دعوت میکند و به زیبایی و لذتهای آن اشاره دارد. در نهایت، او به بیثباتی دنیا و عدم اهمیت به نگرانیهای آن تأکید میکند، و زندگی را همچون حبابی میبیند که در درون شراب میگذراند.
هوش مصنوعی: به خدا قسم که هیچ چیزی در ذهن ما جز عشق به می و ساغر نیست و قلب ما تنها به خاطر زیبایی و خلوص آن احساس شادمانی میکند.
هوش مصنوعی: بیا تا با هم به شادی و لذت بپردازیم. هرچند که در زندگی گاهی به سختیهایی برمیخوریم، اما زیبایی و عشق ما را به جلو میبرد و میتواند باعث روشنایی و گرما در دلهایمان شود.
هوش مصنوعی: نگاهی به جهان بنداز و ببین چقدر خوشبختی و سعادت در افق زندگی ظهور کرده و درخشش ستاره را در آن ببین.
هوش مصنوعی: هدف عارف از انجام فرمانها و عبادتها به دست آوردن بهشت و نعمتهای آن نیست. بلکه او به عشق میکده و دنیای معنوی خودش راضی است و از این لذتها بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: اگر از درد و مشکلات زندگی رنج میکشی، بهتر است بنوشی و تسکین بیابی، زیرا هیچ چیزی نمیتواند رنج تو را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: ای دل، جسم را موقتا پرورش بده، اما غذای اصلی روح را از کاسهای که جان را به زندگی میآورد، بنوش.
هوش مصنوعی: در گوشه میکده، جایی برای نوشیدن شراب فراهم کنید، چرا که خانه او به زودی مانند حبابی که میترکد، به پایان خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
عجب مدار که سرها شکسته بر سر می
ستم به ساغر میشد نه بر سر من اگر
شکست بر سر من می فروش ساغر می
غذای روح بود بوی میخوشا رندی
[...]
اگر رود سر من چون حباب بر سر می
نمی رود ز سر من هوای ساغر می
تو و بهشت و من و میکده برو زاهد
تراست گر می کوثر مراست کوثر می
من آن حریف سمندر طبیعتم که مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.