گنجور

شمارهٔ ۷۹

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

هر زمان در فتنه خوش نامهربانی میشود

وین همه غوغا برای نیم جانی میشود

عشق باغی دلنشین دارد که مرغ دل درو

گر نشیند بر گیاهی آشیانی میشود

هر که بنشیند بگرد خوان گردشهای دهر

گر ستاند یک نواله میزبانی میشود

کیمیاگر نشاه دارد که داروی مسیح

گر بدستش اوفتد درد گرانی میشود

در ره غم گر پدید آید به تسلیمش سپار

گر بدست چاره بسپاری جهانی میشود

گر بمستی هر زه قانونی فرو چیند کسی

در میان مردم عالم زبانی میشود

جان فدای همت عرفی که چون جولان کند

کز زمن گرد عنانش آسمانی میشود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر