گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
سیر زبان درازی مژگان یار کن
ریحان خط لب رقم دخل بوسه است
توجیه برگ عیش در این نوبهار کن
ای دل گرفته تنگ به ما خال کنج لب
ز آن هندو این دو قطعه شکر را شکار کن
مجموعه ی بهار دهد عرض در بغل
چون غنچه سیر چاک گریبان یار کن
از درد عشق تازه شود روح را حیات
مرهم به زخم دل ز خط مشکبار کن
از هر گلی تو را صدف رنگ داده اند
در نقش کار دل قلم از نوک خار کن
آیینه چون شکست شود محشر جمال
زنهار دل شکسته تر از زلف یار کن
منظور دار عاقبت کار چشم من
خود را اسیر نرگس دنباله دار کن
سر رشته ای ز حسن دست آر چون نگاه
مژگان چو تار شمع تجلی نگار کن
نظاره بر مدار ز روی مزلفش
روشن سواد مصحف خط غبار کن
نورس شهید نرگس مستی است شام مرگ
او را ز جام باده چراغ مزار کن