نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۷

از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ

ز اتفاق این صور معنی نگاران را چه حظ

می رود بر باد چون گردد فلک پیما غبار

در تلاش اوج رفعت خاکساران را چه حظ

چون به کشتن می رود سیماب از آسودگی

فال آسایش زدن ما بی قراران را چه حظ

می کند با قطره ی طوفان این دریا تلاش

دشمنی با ذره ی مهر اعتباران را چه حظ

خیره چشمی های انجم ریخت خون خاکیان

کینه با افتادگان گردون سواران را چه حظ

شبنمی که می تواند چهره شد با آفتاب

داوری با یک تن این کشور شکاران را چه حظ

سکه ی قدری ندارد تابود با سنگ سیم

نورس از سنگین دلی سیمین عذاران را چه حظ