چندم زنی ای بت جفاجو
تیره مژه از کمان ابرو
روسوی که آورم که تیرت
بربست ره مرا ز هر سو
چشمت که ربود از نگاهی
آرامش و رم ز چشم آهو
تا بر زده با فسون و غمزه
درسینه سحر تیر جادو
جز پیش قد تو کی نشیند
سروی که نخیزد از لب جو
نبود عجب ارز رشک رویت
خورشید زند طپانچه بر رو
در گوشه غم چو نور تا چند
بایاد تو سر نهم بزانو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جاذبه یک زن اشاره میکند که با چشمان گیرا و ابروان کمانی خود، دل او را ربوده است. او از تیر نگاه این زن صحبت میکند که او را از هر سو محاصره کرده و آرامش و احساس را از او گرفته است. شاعر بیان میکند که هیچکس مانند این زن نمیتواند در کنار او بنشیند و زیبایی او همچون خورشید است که بر چهرهاش تابیده است. در پایان، او به یاد این زن با درد و حسرت بر زمین نشسته است.
هوش مصنوعی: ای محبوب زیبا، تو که مانند تیر برآمده از کمان ابرویت، دلها را به وسوسه میآوری، چند بار به لکنت انداختهای؟
هوش مصنوعی: کسی که دلم به او وابستهاست و در دل و جانم جا دارد، با تیر عشقی که به قلبم زده، مرا از همهجا دور کرده و راه را بر من بسته است.
هوش مصنوعی: چشمانت با یک نگاه آرامش را از من گرفت و مانند چشمان آهو، مرا به هیجان آورد.
هوش مصنوعی: تیر جادویی که با فریب و ناز در دل شب بر دل نشسته است.
هوش مصنوعی: هیچ درخت زیبایی جز تو وجود ندارد که بتواند مانند سرو در کنار جوی بایستد و از لب جوی، آبی برگیرد.
هوش مصنوعی: عجیب نیست که زیبایی تو موجب حسرت و حسادت دیگران شود، زیرا نور و روشنی چهرهات مانند تابش خورشید است و میتواند احساس خستگی را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: چقدر طول میکشد که در گوشه غم مثل نوری، به یاد تو زانوی غم بزنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای صید رخ تو شیر و آهو
پنهان ز کجا شود چنان رو
چندانک توانیش تو میپوش
میبند نقاب توی بر تو
در روزن سینهها بتابید
[...]
ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهو
در چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همیکنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
[...]
بردی دل من به چشم و ابرو
خون کرده ز دیده ایم در جو
بردیم جفا بسی ز دستت
ای مونس جان به قول بدگو
کردیم وفا به هرچه گفتیم
[...]
چشمی که ندیده نور آن رو
تاریک بود چو روی هندو
با ما بنشین خوشی درین بحر
ما را به کف آر و ما به ما جو
از جام حباب آب می نوش
[...]
ای یار کهن حکایت نو
از مغربی ضعیف بشنو
خورشید چو گشت طالع انداخت
بر ظلمت کاینات پرتو
آن سایه که نام اوست عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.