عشق آمد در دلم منزل گرفت
منزل عشقش مرا در دل گرفت
بس بپای ناقه اش اشگم بریخت
سیل اشگم دامن محمل گرفت
کی از این دریا بر آرد گوهری
هرکه منزل بر لب ساحل گرفت
میر عشقش آمد و همچون عسس
عاشقان را مست و لایعقل گرفت
گر جهان پر گشته است از غاصبان
کی تواند جای حق باطل گرفت
کلب غافل گیر بود و ناگهان
دامن ما زاهدی غافل گرفت
خوش بکوبیدیم پائی بر سرش
پای تا سر ناگهانش گل گرفت
هرکه با نور علی خصمی گرفت
بود ظالم در سفر منزل گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر عشق بر زندگی انسانهاست. شاعر از ورود عشق به دلش و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید. او احساسات شادی و غم را به تصویر میکشد، از اشکهایش که بر دامن محبوب میریزد و تلاش برای یافتن گوهری در دریا سخن میگوید. همچنین به وجود ظلم و غاصبان در جهان اشاره میکند و از غفلت زاهدان و تأثیر عشق بر عقل و هوش انسانها صحبت میکند. در نهایت، شعر به یک نوع شگفتی و زیبایی در عشق و تأثیرات آن بر وجود انسان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عشق وارد دلم شد و در آنجا اقامت گزید، و خانه دل من را با وجود عشقش پر کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که ناقهاش (شتر) به پا میخیزد، اشکهای من مانند سیل به راه میافتد و دامن محمل (باربران) را خیس میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار دریا زندگی کند، به سختی میتواند مرواریدی از عمق آن دریا به دست آورد.
هوش مصنوعی: محبوب عشق، مانند یک نگهبان، عاشقان را در حالتی گیج و سرمست به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: اگر دنیا پر از افرادی باشد که به ناحق حق را غصب کردهاند، چگونه میتواند حق جای باطل را بگیرد؟
هوش مصنوعی: سگ بیخبر بود و ناگهان دامن زاهدی بیخبر را گرفت.
هوش مصنوعی: بی هیچ نگرانی و به راحتی، زندگی را به سرانجام برسانید، زیرا ممکن است از جایی که فکرش را نمیکنید، به ناگهان دچار مشکلاتی شوید.
هوش مصنوعی: هر کس که با نور علی (علی بن ابیطالب) دشمنی کند، در حقیقت ظلم کرده و در مسیر زندگیاش در سختی و مشکلات گرفتار خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق چون در سینهٔ منزل گرفت
جان آن کس راز هستی دل گرفت
آن خر عیسی مزاج دل گرفت
در مقام عاقلان منزل گرفت
آن سفر کرده کش از ما دل گرفت
جان فدایش هر کجا منزل گرفت
جان باقی بود یارب از چه رو
رفت و خوی عمر مستعجل گرفت
تن فتاد از پای چون محمل براند
[...]
عشق او چون در دلم منزل گرفت
جان ما را از دو عالم دل گرفت
بوعلی اندر غبار ناقه گم
دست رومی پردهٔ محمل گرفت
این فرو تر رفت و تا گوهر رسید
آن بگردابی چو خس منزل گرفت
حق اگر سوزی ندارد حکمت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.