گر دسترسی نبود بر دامن گلشنها
از خون مژه ما را گلشن شده دامنها
تنها نه همین دلها آسوده به درگاهت
دارند همه جانها در کوی تو مأمنها
بیبار جفا باری در کوی تو ننشستم
در راه وفا کردم هرچند نشیمنها
گر دانه از کشتت دل چید مرنجانش
کز آه شررباری سوزد همه خرمنها
خصم ار همه شب پوشد زانجم چو فلک جوشن
آه سحری چون تیر بشکافته جوشنها
ناگشته همان طالع مهر سحری کآیند
در کوی تو شبخیزان چون ذره ز روزنها
چون نورعلی ما را گردیده به دل روشن
با پرتو آن بستیم چشم از همه روشنها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دوستی با معشوق پرداخته و بیان میکند که اگرچه ممکن است دسترسی به زیباییهای زندگی (گلشنها) نباشد، اما عشق و احساس عمیق او را در دلها و جانها گلستان کرده است. او به وفاداری و تلاش خود در راه عشق اشاره میکند و تأکید میکند که حتی در سختیها و جفاها از کوی محبوب دور نخواهد شد. شاعر همچنین به امید و نورانیتی که عشق به او میبخشد، اشاره میکند و میگوید که با وجود تاریکیها و مشکلات، عشقش همچنان در دلش روشنایی ایجاد کرده است. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که عشقش او را از دنیای مادی فارغ کرده و به سرزمینهای معنوی و روحانی میبرد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم به گلستانها دسترسی پیدا کنیم، پس با اشکهای ما دامنهایمان همچون گلشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: فقط دلهای آرامی به درگاهت نیستند، بلکه تمام جانها در مسیر تو سرپناه دارند.
هوش مصنوعی: در کوی تو، با غم و درد بیجا ننشستم. در راه وفاداری، تلاش کردم و هرچند جای ثابتی نداشتم.
هوش مصنوعی: اگر دانهای از کشت خودت برداشت کردی، ناراحت نشو که آن دانه با نالهای سوزاننده، همه محصولات را آتش میزند.
هوش مصنوعی: اگر دشمن شبهنگام مانند فلک زره بر تن کند، صبحگاه چون تیر زرهها را میشکند.
هوش مصنوعی: هنوز صبح نشده، همان سرنوشت عشق تو به سراغم میآید و شبزندهداران چون قطرههای نور از روزنهها به کـوی تو میآیند.
هوش مصنوعی: ما با روشنی که از نورعلی به دلمان آمده، چشمانمان را از همه روشناییها بستهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها
تا چند درین تنها مانی تو تن تنها
ای بلبل خوشالحان زان گلشن و زان بستان
چون بود که افتادی ناگاه به کلجنها
گویی که فراموشت گردیده درین گلخن
[...]
در کوی توام جنگ است هر روز به دشمنها
ایشان ز شمار افزون اما من و دل تنها
بر ناوک دلدوزت قربان نه منم تنها
چون من به سر کویت درباخته جان تنها
گلگشت چمن خواهی بر من چو صبا بگذر
[...]
ای طایر قدوسی بر تن متن و تنها
داری پس ازین زندان بر عرش نشیمنها
با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلس
با روح قدس پری زین بعد به گلشنها
از خوف توان رستن در مردن حیوانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.