گنجور

 
نورعلیشاه

عین ما آبست و ما در وی حباب

صورت ما جام و معنی خود شراب

صورت و معنی است عین یکدگر

صورت آمد موج و معنی گشت آب

آفتاب از ذره میگردد عیان

ذره هم گردد عیان از آفتاب

جام می برکف همی رقصم ز ذوق

بر در دیر مغان مست و خراب

خوش درآ در میکده جامی بنوش

تا شوی از سرمستان کامیاب

حرز جان کن سوره اخلاص را

تا بدل بینی رخ ام الکتاب

مطربا از گفته نور علی

یک غزل بنواز با چنگ و رباب

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

این جهان خواب است، خواب، ای پور باب

شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟

روشنی‌یْ چشم مرا خوش خوش ببرد

روشنیش، ای روشنائی‌یْ چشم باب

تاب و نور از روی من می‌برد ماه

[...]

وطواط

آفتاب از روی تو بر دست تاب

خود ازین رویست فخر آفتاب

در سحاب از جود تو آمد اثر

زان بود خیرات عالم در سحاب

زور و تاب خسروان سهم تو بود

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

من عجب دارم همی از شاعران

تا چرا گویند راد است آفتاب

گرد صحرا سال و مه گردد همی

تا کجا در یابد او یک قطره آب

برخورد آن آب و آنگه میدهد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جمال‌الدین عبدالرزاق
مولانا

هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟

ز اشک چشم و از جگرهای کباب

پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت

چون ننالم در فراق و در عذاب

چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۳۲۵ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه