عین ما آبست و ما در وی حباب
صورت ما جام و معنی خود شراب
صورت و معنی است عین یکدگر
صورت آمد موج و معنی گشت آب
آفتاب از ذره میگردد عیان
ذره هم گردد عیان از آفتاب
جام می برکف همی رقصم ز ذوق
بر در دیر مغان مست و خراب
خوش درآ در میکده جامی بنوش
تا شوی از سرمستان کامیاب
حرز جان کن سوره اخلاص را
تا بدل بینی رخ ام الکتاب
مطربا از گفته نور علی
یک غزل بنواز با چنگ و رباب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی رابطه میان ظاهر و باطن را توضیح میدهد. شاعر میگوید که همانطور که ما در آب حباب هستیم، صورت ما نیز مانند جام و معنا چون شراب است. صورت و معنا همواره با هم هستند و مانند موج و آب وجود دارند. همچنین، آفتاب و ذره نیز به یکدیگر وابستهاند. شاعر میخواهد از نوشیدن شراب در میکده لذت ببرد و به سرمستی برسد. او همچنین به خواندن سوره اخلاص اشاره میکند که برای یادآوری حقیقت وجودی ضروری است. در نهایت از مطرب درخواست میکند تا برایش غزلی بنوازد. این شعر به نوعی دعوت به شادی، خلسه و درک عمیقتری از زندگی است.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی به ارتباط بین شکل و معنای انسانها اشاره دارد. میتوان گفت که هر فرد مانند حبابی است که در درون یک ظرف آب وجود دارد، و این ظرف نمایانگر دنیای ماست. صورت ما همانند جامی است که درون آن معنا و خود ما به مثابه شرابی گرانبها قرار دارد. در واقع، این تصویر به تلاطم و زیبایی آنچه درون هر فرد وجود دارد اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن همیشه با هم هستند؛ مانند اینکه موج به شکل دریا دیده میشود و در واقع، آب همان معنای زیرین آن است.
هوش مصنوعی: خورشید از ذرهای نمایان میشود و آن ذره نیز به واسطهی خورشید نمایان میگردد.
هوش مصنوعی: با لیوانی در دست به خاطر خوشحالی در درب میخانه ای در حال رقصیدن هستم، در حالی که مست و سرمست هستم.
هوش مصنوعی: به میخانه برو و از شراب بنوش تا از شادی و سرخوشی بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: برای حفظ جان، سوره اخلاص را بخوان تا بتوانی چهره مادر کتاب را مشاهده کنی.
هوش مصنوعی: ای نوازنده، از سرودههای نور علی یک غزل بزن و آن را با چنگ و رباب بنواز.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.