این عرق باشد برویش یا گلاب
یا گشوده عقد پروین آفتاب
یا شده در جدول گلزار حسن
جاریش از چشمه خورشید آب
تابش مهر است از ماهش عیان
یا زده بر روی سیمین زر نقاب
قطره های می بود بر لعل او
یا که خورشید است یاقوت مذاب
سنبل تر بر گل افشان کرده است
تار زلفش بسته بر عارض نقاب
نرگس مست است از می سرگردان
یا که رفته چشم مخمورش بخواب
جلوه گر از چهره اش نور علیست
یا شده طالع ز ماهش آفتاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند عرق، گلاب و نور خورشید برای توصیف چهره معشوق استفاده میکند و به لطافت و شفافیت او اشاره میکند. همچنین به تأثیرات شگفتانگیز زیبایی معشوق بر دیگران و ارتباط آن با نور و رنگها اشاره میکند. زیبایی او به اندازهای است که میتوان آن را با اشیاء قیمتی و طبیعی مقایسه کرد. در نهایت، شاعر به نورانی بودن چهره معشوق و تأثیر آن بر دلها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این جا به ویژگیهای خاص و زیبا اشاره شده است که ممکن است به چهره یا شخصیت یک فرد نسبت داده شود. به طور کلی، میتواند به معنای زیبایی و شکوهی باشد که مانند عرق خوشبو، گلاب یا شکوفههای روشن آسمان است.
هوش مصنوعی: در گلزار زیباییها، نوری تابیده از چشمه خورشید، همچون آبی زندگیبخش جریان دارد.
هوش مصنوعی: نور خورشید از چهرهاش نمایان است یا اینکه بر روی نقرهای زیبا پردهای کشیده شده است.
هوش مصنوعی: قطره های شراب بر لبان او مانند سنگی قیمتی است یا اینکه مانند خورشید، درخشان و پر نور است.
هوش مصنوعی: گل سنبل با زیبایی خود، عطر و لطافت را به محیط میبخشد و زلفهایش همچون پردهای بر چهرهاش افتاده و جمالش را میپوشاند.
هوش مصنوعی: نرگس شگفتانگیز از شراب گیج و مدهوش شده است، یا اینکه چشمانش که مسخ شدهاند، به خواب رفتهاند.
هوش مصنوعی: چهره او روشناییای دارد که به نور علی (علی بن ابیطالب) میماند، یا شاید اینکه ماه او به مانند آفتاب میدرخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این جهان خواب است، خواب، ای پور باب
شاد چون باشی بدین آشفته خواب؟
روشنییْ چشم مرا خوش خوش ببرد
روشنیش، ای روشنائییْ چشم باب
تاب و نور از روی من میبرد ماه
[...]
آفتاب از روی تو بر دست تاب
خود ازین رویست فخر آفتاب
در سحاب از جود تو آمد اثر
زان بود خیرات عالم در سحاب
زور و تاب خسروان سهم تو بود
[...]
من عجب دارم همی از شاعران
تا چرا گویند راد است آفتاب
گرد صحرا سال و مه گردد همی
تا کجا در یابد او یک قطره آب
برخورد آن آب و آنگه میدهد
[...]
کافران را داده مهلت در عقاب
نا فرستاده به عهد او عذاب
هیچ میدانی چه میگوید رباب؟
ز اشک چشم و از جگرهای کباب
پوستیام دور مانده من ز گوشت
چون ننالم در فراق و در عذاب
چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.