بسکه کرد آه وفغان در حسرت گل عندلیب
غنچه را شد چاک بر تن جامه صبر و شکیب
دل بکند از شاخ طوبی و گل جنت نخواست
یکنظر هرکو بدید آن حسن خوب دلفریب
بگسلد گر رشته عمرم سراسر چون اجل
نگسلد آن عهد و پیمانیکه بستم با حبیب
ناله کردن گرچه پیشت شیوه عشاق نیست
کی توانم کرد پنهان درد خود را از طبیب
تا شدم مهمان عشقت هست بر خوان فلک
هر شبم قرص قمر نان، خوشه پروین زبیب
ملک دل شد گرچه از غوغای خیل غم خراب
میرسد شاهی که آبادش نماید عنقریب
شادباش و غم مخور از بخت نافرمان که هست
هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب
کی بود اندیشه اش از قسمت خوان فراق
آنکه چون نور علی وصل تواش باشد نصیب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از عشق و حسرت شاعر است. شاعر در درد و رنج ناشی از جدایی و عشق، به زیبایی و دلربایی معشوق خود اشاره میکند. او از درد جدایی و ناتوانیاش در پنهان کردن احساساتش میگوید و از عشقش به معشوقش سخن میگوید که باعث شده تا از زیباییهای دنیا صرف نظر کند. او امید دارد که در آینده، زندگیاش بهبود یابد و آرامش به دلش بازگردد، و به خود میگوید که هر فرازی در زندگی، نشیبهایی دارد و برعکس. از این شعر، میتوان عشق عمیق و همچنین امید و آرزوهایی که با شوق به معشوق همراه است، را حس کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتی و اندوهی که بلبل به خاطر گل احساس میکند، لباس صبر و شکیباییاش دیگر تاب مقاومت ندارد و دچار پارگی میشود.
هوش مصنوعی: دل از درخت طوبی و گلهای بهشت جدا شد و چیزی نمیخواست جز یک نگاه. هر کسی که آن زیبایی دلربا را دید، مجذوب آن شد.
هوش مصنوعی: اگرچه عمرم یکسره قطع شود، اما آن پیمانی که با دوستم بستم، هرگز قطع نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگرچه ناله و زاری کردن به روش عاشقان نیست، اما چگونه میتوانم درد خود را از دکتر پنهان کنم؟
هوش مصنوعی: هر شب که به عشق تو مهمان میشوم، بر سفره آسمان نان من ماه کامل است و خوشه پروین از انگور.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دل من تحت تاثیر هیاهوی غمها قرار گرفته، اما به زودی پادشاهی خواهد آمد که زندگی و آبادانی را به آن بازگرداند.
هوش مصنوعی: شاد باش و نگران بخت بد خود نباش، زیرا هر سختی و دشواری روزی به پایان میرسد و پس از هر اوج و موفقیتی، دوباره دشواریها ممکن است بیاید.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند بیندیشد که تقدیر جدایی، نصیب کسی شود که وصلش مانند نور علی است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
کو به یک ره برد از من صبر و آرام و شکیب
رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال
چون کمان چاچیان ابروی دارد پرعتیب
از عجایبهای عالم سی و دو چیز عجیب
[...]
ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
رأی پیرت میگشاید پرده از ابکار غیب
در جهان عدلت چو موسی تا ید بیضا نمود
گوسفند از گرگ بیند مهربانی شعیب
تا نشستی چون محمد بر سریر سروری
[...]
جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب
تا گل رنگین نبالد، خوش ننالد عندلیب
عود خشکم؛ آتش جانسوز میباید، مرا
تا ز طیب جان، دماغ حاضران گردد، ز طیب
دولت بوسیدن پایش ندارد، هر کسی
[...]
جانبِ ما خوب میآید. که می آید؟ حبیب
وز پی او زشت میآید. که میآید؟ رقیب
برنتابد جان ما دردسر هر کسی دگر
مینشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب
چون کشی خوان به پیش جگرخواران غم
[...]
عشق و بیماری و درویشی و صد طعن رقیب
این همه جمع و من مهجور تنها و غریب
از که خواهم یارئی چون دوست با من دشمن است
وز که جویم مرهمی چون هست دردم از طبیب
شمع در جمع حریفان رفت از آن پروانه سوخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.