گنجور

 
نورعلیشاه

بسکه کرد آه وفغان در حسرت گل عندلیب

غنچه را شد چاک بر تن جامه صبر و شکیب

دل بکند از شاخ طوبی و گل جنت نخواست

یکنظر هرکو بدید آن حسن خوب دلفریب

بگسلد گر رشته عمرم سراسر چون اجل

نگسلد آن عهد و پیمانیکه بستم با حبیب

ناله کردن گرچه پیشت شیوه عشاق نیست

کی توانم کرد پنهان درد خود را از طبیب

تا شدم مهمان عشقت هست بر خوان فلک

هر شبم قرص قمر نان، خوشه پروین زبیب

ملک دل شد گرچه از غوغای خیل غم خراب

میرسد شاهی که آبادش نماید عنقریب

شادباش و غم مخور از بخت نافرمان که هست

هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب

کی بود اندیشه اش از قسمت خوان فراق

آنکه چون نور علی وصل تواش باشد نصیب

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب

کو به یک ره برد از من صبر و آرام و شکیب

رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال

چون کمان چاچیان ابروی دارد پرعتیب

از عجایبهای عالم سی و دو چیز عجیب

[...]

ابن یمین

ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات

رأی پیرت میگشاید پرده از ابکار غیب

در جهان عدلت چو موسی تا ید بیضا نمود

گوسفند از گرگ بیند مهربانی شعیب

تا نشستی چون محمد بر سریر سروری

[...]

سلمان ساوجی

جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب

تا گل رنگین نبالد، خوش ننالد عندلیب

عود خشکم؛ آتش جانسوز می‌باید، مرا

تا ز طیب جان، دماغ حاضران گردد، ز طیب

دولت بوسیدن پایش ندارد، هر کسی

[...]

کمال خجندی

جانبِ ما خوب می‌آید. که می آید؟ حبیب

وز پی او زشت می‌آید. که می‌آید؟ رقیب

برنتابد جان ما دردسر هر کسی دگر

می‌نشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب

چون کشی خوان به پیش جگرخواران غم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال خجندی
ناصر بخارایی

عشق و بیماری و درویشی و صد طعن رقیب

این همه جمع و من مهجور تنها و غریب

از که خواهم یارئی چون دوست با من دشمن است

وز که جویم مرهمی چون هست دردم از طبیب

شمع در جمع حریفان رفت از آن پروانه سوخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه