گنجور

 
نورعلیشاه

باز شدم جلوه گر ماه رخت در نظر

ماه رخت در نظر باز شدم جلوه گر

گشت مرا تاج سرخاک کف پای تو

خاک کف پای تو گشت مرا تاج سر

کی شودم کام تر بی لب لعلت ز می

بی لب لعلت ز می کی شودم کام تر

هست حرام ای پسر بی تو مرا خواب و خور

بی تو مرا خواب و خور هست حرام ای پسر

بی تو ز خون جگر چند کنم قوت دل

چند کنم قوت دل بی تو ز خون جگر

کرد جهان پر گهر نظم گهر بار من

نظم گهر بار من کرد جهان پرگهر

شد ز رخت جلوه گر نور علی در دلم

نورعلی در دلم شد ز رخت جلوه گر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

در قدح مشک‌بوی باده بیار ای غلام

وز لب یاقوت رنگ بوسه بده ای پسر

گلبن اندیشه را بُن‌ ِبکَن و سر بزن

تات به باغ نشاط تازه‌گل آید به ‌بر

آن چو لب لعل ‌دوست ابین‌ا‌ وین چو سر زلف‌ یار

[...]

مشاهدهٔ ۲۰ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

اسب قناعت بتاز پیش سپاه قدر

عدل خداوند را ساز ز فضلش سپر

مجیرالدین بیلقانی

پرده مستان نواخت زخمه باد سحر

باده ده ای عشق تو همچو سحر پرده در

دایره بزم را نقطه چو از خال تست

ساغر تا خط بیار سر ز خط ما مبر

مردمیی کن به شرط از پی ما پیش از آنک

[...]

مولانا

چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

چونک ببردی دلی باز مرانش ز در

چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما

زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر

عشق بود گلستان پرورش از وی ستان

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

ای دل اگر عاشقی از سرجان درگذر

تیغ غمِ عشق بین قصّه مخوان الحذر

بوی سلامت مبر در صفِ عشّاق از آنک

سینۀ عاشق بود تیرِ بلا را سپر

بی سر و پا شو چو گوی در خمِ چوگانِ عشق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه