گنجور

 
نورعلیشاه

دربرم یار دلنواز آمد

برتنم جان رفته باز آمد

ساقی عشق مجلسی آراست

مطرب عاشقان بساز آمد

در ره عشق دیده محمود

جلوه گاه رخ ایاز امد

عاشقان جمله در نثار شدند

سرو ناز تو چون بناز آمد

دل که پرورده بودیش از ناز

ناز تو دیده در نیاز آمد

جان که جز بر رخت نشد ساجد

ابرویت دیده در نماز آمد

عاقبت در ره تو نور علی

سرفدا کرد و سرفراز آمد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ظهیر فاریابی

چون بدین گفتنم نیاز آمد

مثلی لایقم فراز آمد

سعدی

‌عارف اندر نشاط و ناز آمد

‌تا به منزل برفت و باز آمد

سلطان ولد

زانچنان بیهشی چو باز آمد

قطره ‌ اش بحر پر ز راز آمد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلطان ولد
اوحدی

گر چه خالی ز برگ و ساز آمد

نه به حکم تو رفت و باز آمد؟

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه