گنجور

شمارهٔ ۹۸۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چه خوش باشد پس از هجران کشیدن

ملاقاتِ عزیزان بازدیدن

نباید شد به غربت تا نباید

سرِ دست از پشیمانی گزیدن

شرابِ تلخِ هجران ناگوارست

ولی ناچار می‌باید چشیدن

دلی دارم که بی‌آرامِ جانم

نمی‌یارد زمانی آرمیدن

دمی ساکن نمی‌گردد که در بر

ندارد هیچ کاری جز تپیدن

بلایِ عشق بس مبرم قضایی‌ست

به خیره با قضا نتوان چخیدن

ندارم راه ورویِ دیگر الّا

اجازت خواستن، رجعت گزیدن

نمی‌دانم که خواهد بهرِ الله

دمی در کوزه بختم دمیدن

نمی‌دانم به چشمِ استمالت

که خواهد جانب‌ ما بنگریدن

نزاری خوب رویان در کمین‌اند

امید از ایمنی باید بریدن

همان بیغوله‌ی عزلت گرفتن

همان بنشستن و دم در کشیدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام