گنجور

شمارهٔ ۹۲۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

یار با ما هر چه گوید آن کنیم

هر چه فرماید به جان فرمان کنیم

عقل و نفس و جان و جسم و دین و دل

بر هوایِ کیشِ او قربان کنیم

خویش را در کشتیِ نوح افکنیم

خویشتن را ایمن از طوفان کنیم

از مرادِ خویش بیرون آمدن

گرچه دشوارست ما آسان کنیم

گاه صورِ حسنِ جانان دردمیم

گاه بر نامحرمان تاوان کنیم

در جوابِ سایلان چون عاجزیم

هم به خاموشی بیانِ آن کنیم

چون یک‌اندازان خدنگی بفکنیم

پس چو استادان کمان پنهان کنیم

بر نمی‌آید به سعی و جهدِ ما

چاره‌ای کاین درد را درمان کنیم

منّتی نتوان نهادن گر هزار

جانِ شیرین در سرِ جانان کنیم

گر میّسر نیست کز اسرارِ حق

پیش هر کس شمّه‌ای برهان کنیم

چون نزاری گفت باید در جواب

من نمی‌دانم همین میزان کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام