گنجور

شمارهٔ ۷۸۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول

بیش مرو در پیِ ردّ و قبول

پای برون می نهی از حّدِ خویش

دست مزن رقص مکن بی اصول

ساکن و آهسته و تن دار باش

زود نگردد متغیّر ملول

خانه ی اوباش تهی کن که شاه

بی خبر آید کند آن جا نزول

پس روِ هادی شو لا حول کن

تا نروی بیش ز دنبالِ غول

دعویِ تصدیق و قبولِ مجاز

زان طرفِ رود چه حاجت به پول

چیست وفاداری و فرمان بری

بر سخنِ دوست نجستن عدول

غایب و در دوست شدن محو چیست

هم چو نزاری شده از خود ملول

رمزِ نزاری همه دیوانگی ست

نیست به ادراکِ قیاسِ جهول

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام