گنجور

شمارهٔ ۷۱۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خوش عالم عاقلان مدهوش

خوش وقت سخن وران خاموش

با عشق خوش است خاصه مفرد

با یار خوش است خاصه مدهوش

مردان که در آمدند بی چشم

از خانه برون شدند بی گوش

رسوا شد و فاش هرکه برداشت

از خوان چه‌ ی سرّ دوست سرپوش

کی طاقت بار عشق دارند

نازک دلکان بی تن و توش

گو دور شو از مصاف بد دل

ور نه چو دد بهیمه مخروش

در گردن دیگران مکن دست

تا با تو شود وفا هم آغوش

در باغ جهان ز نامرادی

رز کار نزاریا و می نوش

بر آتش تیز عشق می باش

تا پخته شوی تمام برجوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام