گنجور

شمارهٔ ۶۵۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

خوش وقت صبوحیان شب‌خیز

بر دست گرفته آتش تیز

آتش نه که آب زندگانی

آبی است ولیکن آتش انگیز

تلخی و هزار جان شیرین

جانی و هزار ملک پرویز

ای دوست بیا به‌رغم دشمن

گر خون من است در قدح ریز

تا می به معاد خود رسد باز

با خون دل منش برآمیز

ناگه گیرد اجل گریبان

از دامن دوستان درآویز

پرهیز مکن ز می بیاموز

عیش و طرب و ز خود بپرهیز

جان است به جانی آرزومند

دریاب نزاریا و مستیز

بنشین پس کار خویش بنشین

برخیز ز هرچه هست برخیز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام