گنجور

شمارهٔ ۴۶۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر مرا دل نواز بنوازد

رایتِ دولتم برافرازد

خود دگر بار از آن همی ترسم

که به دیدار ما نپردازد

راستی را بر آفتابِ سپهر

رسدش گر به حسن می نازد

مهرۀ مهر بر بساطِ نشاط

نیست ممکن که کس چو او بازد

لیک یک عادتِ دگر دارد

همه با رایِ خویشتن سازد

عاشقان را ز خویش بستاند

خان و مان شان به کل براندازد

دوستان را بر آتشِ هجران

چون نزاریِ زار بگدازد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام