گنجور

شمارهٔ ۲۲۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

فراق یار گرامی عجیب دشوارست

علی الخصوص کسی را که دل گرفتارست

چه اختیار بماند به دست مجنون را

که حسن لیلی بس شاهدی دل آزارست

قیامتی که بدان وعده میدهند الحق

فراق یار عزیزست و سخت دشوار است

در انتظار ملاقات دوستان به خیال

صبور بودن و قانع شدن بناچارست

دمی زآب سرم سوز دل نشد ساکن

از آنکه نایره ی اشتیاق بسیارست

بناز خفته چه داند میان نخّ و نسیج

که چشم من همه شب تا بروز بیدارست

بحبس ظلمت غربت چنان گرفتارم

که روز روشن بچشم من شب تارست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام