گنجور

شمارهٔ ۱۹۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

عرق چین تو بویی بر صبا بست

صبا بر جنبش شریان ما بست

هزاران نافه ی آهوی تبّت

ز چین زلف بر مشک ختا بست

هزاران دل به صد ناز و کرشمه

دو چشمت برد و بر زلف دوتا بست

شدم آشفته بر فرق نگاری

که خط راستی بر استوا بست

عبای عاشقان معراج شوق است

ولی مرد هوایی بر هوا بست

ملامت گر به ما ظن خطا برد

خیالی بود کو بر جان ما بست

در این عالم که در بر ما گشادست

تمنای تو مارا کرد پا بست

عنان عشق نبساید که خود را

نه بر فتراک عشق از ابتدا بست

ز بهر چینه یی را آن چه مرغ است

که او خود را نه بر دام بلا بست

که داند تا ز مبدا نقش لیلی

قضا بر صورت مجنون چرا بست

به مسمار محبّت نعل عشقش

قضا بر جبهت این مبتلا بست

به زاری کشت جلاد فراقش

نزاری راو وصلش بر قضا بست

ولیکن از مبادی محبّت

نزاری همچنان مست و خراب است

سخن پوشیده میگوید محقق

ببین تا از کجا چون بر کجا بست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام