گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ساقی میِ شوق ناک در ده

بر سرکش و ده به دست و سر ده

نقل از لب یار خوش تر آید

از پسته ی خویشتن شکر ده

جانی ز دهان جام بستان

بوسی به لبِ پیاله بر ده

بر دستِ گریز پای نه جام

عذرش منیوش تا به سر ده

ور پاک بخورد و جرعه نگذاشت

در حال بدو یکی دگر ده

ور مست به خانه می رود باز

تکلیف مکن برو گذر ده

مشنو ز غرامتی بهانه

گو قصه مکن دراز زر ده

ور بی نمکی بود گران جان

بر خیز و سبک سرش به در ده

تا جذب پیاله یی توان کرد

از اولِ روز ما حضر ده

ترتیب چنین نگاه میدار

گه اندک و گاه بیشتر ده

پیغام فرست سوی منظور

گو باز مجالِ یک نظر ده

با پیک صبا بگوی کای باد

ما را ز مقام او خبر ده

من بعد سخن مگو نزاری

ترکِ سخنان مختصر ده

بر یاد بساط مجلس شاه

بر خیز و شراب شوق در ده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام