گنجور

شمارهٔ ۱۰۱۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

صحبت اهل دلی و جاه من و جان من

گوشه ی ویرانه ای ملک سلیمان من

پای خم و دردیی کوثر و طوبای من

عافیت و گلخنی باغ و گلستان من

ساغر جمشید وقت پاشنه ی کفش من

خم چه ی نمرود عهد کوزه ی برخوان من

چند شوی در جوال بس که شنیدی محال

خیز بیا گو ببین معجز و برهان من

هم چو سلیمان شدم حاکم دیو و پری

نفس مسلط چو شد تابع فرمان من

پیش نزاری شدم عشق بیاموختم

تا به هزیمت برفت عقل خطادان من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام