وادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او
دامن دل می کشد خار مغیلان او
تا ره او دیده ام یک دمم آرام نیست
نعل در آتش نهد ریگ بیابان او
بسمل آن روضه ام ز اول شب تا سحر
دل به شبیخون برد یاد شبستان او
نایب روح الامین بر در او خاطرم
مدحت من آیتیست آمده در شان او
مملکت خاطرم مهر محمد «ص » گرفت
نفع عمل زان من رفع ضرر زان او
کوه گنه نقطه ایست از سر پرگار من
بهر کرم قطره ایست از یم احسان او
ما همه آب و گلیم اوست همه جان پاک
بر گل ما تافته پرتوی از جان او
نیمه شب آید درون از در و بام آفتاب
بر دل شب گر فتد پرتو ایمان او
صدرنشین خواجه ایست شرع درین بارگاه
عقل که میر ده است بنده فرمان او
هرچه ز اقطاع حق آمده در تحت عقل
نیگ اگر بنگری هست ز دیوان او
گر به کرامت کشد ور به خدا مرد را
هرچه نه بر راه شرع رهزن و شیطان او
در ره معراج او چشم فلک نور یافت
سرمه شب سوده گشت از تک جولان او
از خود و از هرچه بود رفت به یکدم برون
بر سر خود تنگ دید عالم و ارکان او
پیرهن عرش را خواست که در بر کند
بهر تیمن نهاد پا به گریبان او
خلعت معراج را بر سرش انداختند
سود گریبان عرش روی به دامان او
یا شرف المرسلین نور تو شد رهنما
ورنه جهان تیره بود از بت و رهبان او
مصحف تو بر جمال سوره یوسف نوشت
تا به گدایی روند بر درش اخوان او
آیت تو واشکافت واقعه نیل را
تا به سلامت روند موسی و اعوان او
خضر چو سیراب گشت بر نم چشمت گذشت
دیده اعمی نمود چشمه حیوان او
نوح چو دعوت نمود موجه علم تو دید
بود تیمم گهی بنگه طوفان او
فکر «نظیری » خطاست هم تو بشویی مگر
از نم ابر کرم صفحه عصیان او
حسن قبولیش بخش در دل دیوان عصر
تا کند این نظم را عرضه به دیوان او
غازی سلطان نسب ترک بهادر لقب
رستم و اسفندیار بنده دستان او
حادثه صد میل وار می گذرد از رهش
ملک که عبدالرحیم هست نگهبان او
نخل طراز ظفر عقده گشای امید
اوست که پاینده باد عمر به دوران او
قاعده دست اوست دادن و ناداشتن
گنج به هر گوشه کاشت بذل پریشان او
یک تنه بر صد سپاه حمله کند روز رزم
پیکر صد رستم است در ته خفتان او
تکیه تواند زدن بر سر ملک و سریر
هرکه تواند نشست راست در ایوان او
بی مدد جن و انس گشت سلیمان عهد
هرکه در انگشت کرد خاتم پیمان او
ضامن ابر بهار طبع گهرریز من
نایب باد خزان دست زرافشان او
در صفت بخششش بوقلمون خاطرم
فکر منقش کند نعمت الوان او
تا به کی از چار سو لطمه احسان خورم
کشتی من خرد کرد موجه طوفان او
ارزن بادآورست دانه بستان من
سیل درخت افکنست قطره عمان او
لابه تقریر خویش پیش چه صوتش برم
منطق مرغان شکست مرغ خوش الحان او
عشق که رزم آورد مرد مصافش کجاست؟
حسن که گوید پیام کیست زبان دان او؟
عرصه «نظیری » ازوست اسب جهالت متاز
عرض دعایی نمای بر سر میدان او
ملک ستان صفدرا دور به کام تو باد
ما که غلام توایم حاکم و سلطان او
خامه که فرمان رواست نام تو طغراش باد
نامه که کشورگشاست فتح تو عنوان او
جزو که خوش شعرتر اسم تو شیرازه اش
طبع که خوش گوی تر مدح تو دیوان او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف و قدردانی از مقام و شخصیت محمد (ص)، پیامبر اسلام، میپردازد. شاعر از عشق و دلتنگی خود نسبت به ایشان صحبت کرده و به ویژگیها و فضیلتهای ایشان اشاره میکند. او با تصویرسازیهایی از مقام پیامبر، به عظمت و کرامتش تأکید دارد و نقش ایشان در نجات بشریت را یادآور میشود. همچنین به معجزات و کرامتهای او پرداخته و بیان میکند که کلمات و تصورات او در وصف پیامبر به حدی غنی و عمیق است که میتواند روح و جان انسانها را تحت تأثیر قرار دهد. بهطور کلی، این شعر یک homage (ادای احترام) عمیق به شخصیتی است که نور و هدایت را برای بشریت به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: وادی یثرب به مکانی اشاره دارد که در آنجا غم و اندوه وجود دارد و دل را به درد میآورد. اینجا نشاندهندهٔ حسرت و آرزوی ناچیز است و گویا درپی یافتن آرامش در این مکان، دل به خارهایی میچسبد که نمادی از درد و رنج هستند.
هوش مصنوعی: هرگاه که به فکر محبوبم میافتم، لحظهای آرامش ندارم؛ چون مانند نعل که در آتش میسوزد، بیتابی و اضطراب در دلم وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از شبی یاد میکند که از اول شب تا dawn (سحر) در دلش تصویری از یک مکان زیبا و دلنشین میگذرد و خیالاتش به سوی آن مکان میرود. این روضه یا باغ یادآور خاطرات شیرین و احساسات عمیق اوست.
هوش مصنوعی: نایب فرشته وحی در درگاه او ایستاده است و در دل من یاد و ستایش او نشسته که خود نشانی از بزرگی اوست.
هوش مصنوعی: کشور قلب من محبت محمد (ص) را به خود گرفت و از آنجا که عمل نیکو داشتم، ضرر من برطرف شد و فایدهام نصیب او گردید.
هوش مصنوعی: کوه گناه مانند نقطهای در دایره زندگی من است، و لطف و رحمت او مانند قطرهای از دریای بزرگی است.
هوش مصنوعی: ما همه تحت تأثیر وجود او هستیم و زندگیمان به او وابسته است. تمام وجود ما تحت نور و انرژی او روشن شده و پاکی و زیباییمان از کیفیت جان او نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: در نیمهشب، نور خورشید از در و بام وارد میشود و پرتو ایمان او بر دل شب میتابد.
هوش مصنوعی: در این جمله به شخصیت مستقلی اشاره میشود که در فضای عقل و تفکر، مقام ویژهای دارد. او به عنوان یک مرجع دینی و عقلانی، بر دیگران تسلط دارد و افراد تحت فرمان او هستند. به نوعی، حکمت و رهبری او در این مکان احترام و اعتبار خاصی دارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از مناطق حق آمده و تحت تأثیر عقل قرار دارد، اگر دقیقاً نگاه کنی، در واقع از دفتر اوست.
هوش مصنوعی: اگر خداوند با رحمت و کرامتش مردی را هدایت کند، هرچه که از مسیر دین و حقیقت خارج باشد، شیطان و وسوسههای او نمیتوانند او را منحرف کنند.
هوش مصنوعی: در مسیر صعود او، چشم آسمان روشنی گرفت و تاریکی شب از حرکت پرجنبوجوش او سیاهتر شد.
هوش مصنوعی: او از خود و هر آنچه داشت، در یک لحظه خارج شد و بر سر خود، جهانی را دید که در تنگی و محدودیت قرار دارد.
هوش مصنوعی: او برای خوشی و بختیار شدن، خواست که لباس آسمان را به تن کند و پایش را در گریبان او قرار داد.
هوش مصنوعی: لباس معراج را بر سرش قرار دادند و سود و رضای عرش به دامان او نازل شد.
هوش مصنوعی: ای نور تو، راهنمای پیامبران، اگر نبود وجود تو، جهان در تیرگی و بتپرستی و رهبانیت غرق بود.
هوش مصنوعی: کتاب تو بر زیبایی سوره یوسف نوشته شده است تا برادرانش به درگاهش بیایند و از او درخواست کنند.
هوش مصنوعی: تو نشان بزرگی هستی که آب نیل را شکافت تا موسی و یارانش به سلامت عبور کنند.
هوش مصنوعی: وقتی خضر از آب سیراب شد، بر روی نم و رطوبت چشمان تو گذر کرد. این نگاه باعث شد که چشمان فردی نابینا به چشمهای از زندگی و بقا روشن شود.
هوش مصنوعی: نوح وقتی که دعوت به پیروی از علم کرد، با توجه به پیام خود متوجه شد که در زمان طوفان، تیمم به نوعی نماد وضو گرفتن در شرایط خاص است.
هوش مصنوعی: نظری که به آن اندیشیده شده، نادرست است. حتی اگر تو هم این نظر را پاک کنی، باز هم نمیتوانی از زشتیهای نافرمانی او بگذرانی.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت او در دل دیوان عصر جا دارد تا این شعر را به دیوان او تقدیم کند.
هوش مصنوعی: غازی، که از نسل سلطان ترک است و لقبهای بزرگی چون رستم و اسفندیار را دارند، به عنوان خدمتکاری در دستان او به شمار میآید.
هوش مصنوعی: حادثهای به بزرگی صد میل به سرعت از مقابل میگذرد، در حالی که ملک (فرشته) نگهبانی به نام عبدالرحیم مسئول حفاظت از او است.
هوش مصنوعی: نخل سرسبز و باشکوه نماد پیروزی و نشانهای از امید اوست، که آرزو داریم عمرش پایدار و طولانی باشد.
هوش مصنوعی: دست او در بخشش و اعطای نعمتهاست، و او ثروتها را در هر گوشهای پخش میکند و در این حال هیچ چیز را از خود ندارد.
هوش مصنوعی: یک نفر به تنهایی میتواند بر صد سپاه حمله کند، همانطور که رزمندهای در میدان جنگ دارای ویژگیها و قدرتهای بسیاری است که او را شبیه رستم میکند. در زیر لباس او، قدرت و توانایی فوقالعادهای نهفته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند به درستی در جایگاه و مقام بالایی بنشیند، میتواند بر قدرت و سلطنت اکتفا کند و بر آن تکیه زند.
هوش مصنوعی: سلیمان بدون کمک جن و انسان به قدرت و فرمانروایی رسید و هر کسی که انگشتش را در انگشتری پیمان او قرار داد، با او عهد بست.
هوش مصنوعی: بهار را میتوان به ابرهایی تشبیه کرد که باران طراوت و زندگی به زمین میریزند. در اینجا، شاعر خودش را به عنوان نماینده و واسطهای برای انتقال زیبایی و نشاط به تصویر میکشد، در حالی که باد خزان دستش را به سمت دستان ظریف و پروازهای نرم میکشد. به طور کلی، این تصویر به احساسات متناقض و زیباییهای طبیعت در فصول مختلف اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بخشندگی او مانند بوقلمون است که به خاطر نعمتهای رنگارنگش ذهن مرا مشغول میکند.
هوش مصنوعی: تا کی باید از هر طرف آسیب و کمک دیگران را تحمل کنم؟ کشتی من در مواجهه با طوفان او شکسته است.
هوش مصنوعی: دانهای که باد به همراه میآورد ناچیز است، اما بارانای که از آسمان میبارد، درختان را سرسبز و خرم میکند.
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا با صدای زیبای او ارتباط برقرار کنم، اما از آنجا که سخن او مانند زبان پرندگان است، نمیدانم چگونه صحبت کنم و احساس میکنم که نمیتوانم به خوبی این پیام را منتقل کنم.
هوش مصنوعی: عشق، زمانی که به میدان جنگ میآید، باید بداند که رقیبش کجاست. و کسی که به زیبایی و حسن سخن میگوید، باید بداند که پیامش از کجا میآید و کیست که این زبان را دارد.
هوش مصنوعی: در میدان زندگی، جهل و نادانی به خیزش و حرکت درآمده است. بنابراین، باید با دعا و نیایش، از خداوند طلب یاری و هدایت کنیم تا بتوانیم در این عرصه، درست و آگاهانه قدم برداریم.
هوش مصنوعی: ای ملک و صاحباختیار، خوشبختی و قدرت تو برای آن است که ما به خدمتگزاریت مشغولیم و خود را از آنچه تو هستی، بینیاز میدانیم.
هوش مصنوعی: قلمی که برتری و قدرت دارد، همواره نام تو را بر سر داشته باشد و نامهای که باعث فتح سرزمینها میشود، به نام تو شناخته شود.
هوش مصنوعی: تنها کسی که نامش زیبا و شاعرانه است، در واقع از قافیه کمک میگیرد تا ستایش تو را به زیبایی بیان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان او
دل عجمی صورتی است عشق زبان دان او
خاصگی دستراست بر در وحدت دل است
اینکه به دست چپ است داغگه ران او
تا نکنی زنگ خورد آینهٔ دل که عشق
[...]
او بخرامش چو سیل ما همه ویران او
هرچه ز ما شد خراب رفت به جولان او
در ره خون ریزد هر غاشیه داران رمند
قصد سواران کند شیر نیستان او
ناوک تدبیر ملک در کف ما گو مباش
[...]
گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
مظهر لطفم من و مظهر غفران او
گاه مرا لطف او بر در طاعت برد
گه کشدم دست قهر جانب عصیان او
در گنهم گاه عفو سوی جنان آورد
[...]
دل فلک معنوی است، عقل رصددان او
داغ محبت بود اختر تابان او
آنکه بود روزگار ریزهخور خوان او
هرکه به جز کردگار شاکر احسان او
بحر ز جودش نمی دهر ز عمرش دمی
وز دل و جان عالمی تابع فرمان او
ساحت کویش حرم خلق نکویش ارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.