شعر مسیح دلست معنی او جان او
چاشنی عاشقی شربت دکان او
جوهری از شعر نیست راست نماینده تر
آینه فهم هاست نکته پنهان او
گرچه به جولان فهم پی به سخن برده اند
گرد سخن گشته اند قافیه سنجان او
گرچه سخن نقطه ایست از سر پرگار طبع
هست به وسعت برون از خط دوران او
بلبل وحی اندکی اوج فراتر گرفت
ورنه ز یک پرده اند این من و آن او
گر به خیال دگر از سخن افتاده اند
بحر غلط کرده اند قافیه سنجان او
نسخه شعر مرا گر به عطارد برند
مقطع شعرم شود مطلع دیوان او
نکته مستانه ام گر بسراید ادیب
لوح و قلم بشکند طفل دبستان او
باد که در بوستان عطرفروشی کند
بر ورقم سوده است گوشه دامان او
هرکس ازاین بارگاه خواهش خود می گرفت
ذائقه من شناخت چاشنی خوان او
اهل سخن ناخنی بر دل هم می زدند
زخم مرا خوش نمود گرد نمکدان او
وسوسه خاطرم آب سخن تیره داشت
شکر کنون روشنست چشمه حیوان او
گرچه به پیمانه ام زهر کند روزگار
شهدفروشی کنم بر در دکان او
عقل چهل سال چنگ در جگر خاره زد
نقب کنون خورده است بر گهر کان او
با صدفم ابر جود فیض هنر دیده است
باز نمی ایستد ژاله نیسان او
ورچه به خون ریزیم دار زند آسمان
مدح سرایی کنم در ته زندان او
چرخ که زخمم زند نیست ز نقصان من
گوی سخن برده ام از خم چوگان او
دهر که خصمم شود کی ز قصور منست
عرض هنر کرده ام بر سر میدان او
سعدی و سعدش که اند من که سخن آورم
غیرت خاقانیست حسرت خاقان او
شاهد طبع مرا نعت برازنده است
پیرهن مصطفاست بر قد حسان او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و هنر میپردازد و به زبان شاعرانه، عواطف و اندیشههای عمیق را بیان میکند. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویر زیبا، عشق را به عنوان شربت دکان و شعر را به عنوان آینهای برای درک عمیقتر تغییرات زندگی معرفی میکند. او تأکید میکند که شعر و سخن فراتر از محدودیتهای معمول هستند و میتوانند به وسعت آفرینش و زندگی انسان دلالت کنند.
شاعر با اشاره به آثاری که بر دل مخاطب میگذارند، نشان میدهد که درک عاطفی و هنری از زندگی میتواند زخمها را التیام بخشد و او به زیباییهای درونی انسان اشاره میکند. همچنین، او به تقدس و ارزشهای والا در هنر و شعر اشاره میکند و خالق را به عنوان واسطهای برای انتقال این عواطف معرفی مینماید. در نهایت، شاعر خود را در مقام یک هنرمند معرفی میکند که در جریان زیباییها و احساسات زندگی قرار دارد و در عین حال به چالشهای آن نیز آگاهی دارد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی بیان میکند که روح و معنی شعر شبیه به مسیح است و این که عشق و احساس در آن وجود دارد. شعر همچون نوشیدنیای است که با عشق و شوق تزئین شده و جایی است که میتوان از آن بهرهمند شد.
هوش مصنوعی: شعر به خودی خود یک جواهر نیست، بلکه بیشتر همچون آینهای است که فهم و درک انسانها را نشان میدهد و در نهایت نکتههای پنهان آن را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: هرچند که با درک و فهم خود به نکات گفته شده پی بردهاند، اما همچنان دور سخن گشته و در جستجوی قافیههای او هستند.
هوش مصنوعی: سخن، تنها یک نقطه از دایرهی وسیع فکر و خلاقیت است که فراتر از محدودیتهای زمان و مکان میباشد.
هوش مصنوعی: بلبل وحی کمی بیشتر پرواز کرد، وگرنه من و او تنها از یک دسته هستیم.
هوش مصنوعی: اگر به خیال و تفکر دیگری دچار شدهاند، در واقع دچار خطا شدهاند و نمیتوانند قافیه و وزن شعر او را درست بفهمند.
هوش مصنوعی: اگر شعر من را به عطارد ببرند، آغاز شعر من میشود و همهی اشعار او را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: اگر شاعر به طور شگفتانگیزی نکتهای از عشق و مستی را بیان کند، قلم و تختهسیاه را میشکند و این اثرش به اندازهای عمیق و تاثیرگذار است که مانند یک کودک دبستانی میشود که در مواجهه با آن شگفتزده میماند.
هوش مصنوعی: باد که در باغ گلها میوزد، بر گلبانگ عطر در حال پخش است و در گوشه ای از دامان او نشسته و آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: هرکس از این مکان درخواست و خواستهاش را میگرفت، میتوانست طعم و مزهی دلخواه من را بفهمد و قدر خوراک او را بداند.
هوش مصنوعی: ای کسانی که در هنر سخن میپردازید، گاهی با یک اشاره، زخم بر دل من میزنید، اما این زخم برای من خوشایند است، مثل نمک که به زخمها زده شود.
هوش مصنوعی: افکار و وسوسهها ذهنم را مشغول کرده بود و سخنانم تار و مبهم بودند؛ اما اکنون با شکرگزاری، چشمهای از زندگی و روشنایی درونم پدید آمده است.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه روزگار به من درد و زحمت میدهد، همچنان تلاش میکنم تا در کنار او با صداقت و درستکاری، کار کنم و نگذارم مشکلات مرا از مسیر صحیح زندگی دور کند.
هوش مصنوعی: عقل به مدت چهل سال در دل خود زخمها و دردها را تحمل کرده و حالا به آرامش و گنج درون خود دست یافته است.
هوش مصنوعی: با صدفم، باران رحمت هنر را شکار کرده است و نمیگذارد که قطرات باران در فصل بهار متوقف شوند.
هوش مصنوعی: اگرچه در زندان باشیم و به ما ظلم شود، اما من همچنان به ستایش او خواهم پرداخت.
هوش مصنوعی: چرخ فلک که به من آسیب میزند، به خاطر نقص من نیست. من از ضربهی چوبی که به چهرهام میخورد، سخن میگویم.
هوش مصنوعی: اگر روزی دشمنی برای من پیش بیاید، این نکته را در نظر بگیرید که هیچ اشتباهی در من وجود ندارد. من همواره هنر و توانایی خود را در میدان زندگی به نمایش گذاشتهام.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به افتخارات سعدی اشاره میکند و حسرتی را احساس میکند که نمیتواند به پای آثار و هنر او برسد. او خود را در مقایسه با سعدی در موقعیتی پایینتر میبیند و از غبطهاش بر تواناییهای سعدی میگوید.
هوش مصنوعی: زیبایی و لطافت کلام من به اندازهای است که شایسته توصیف است، همچنان که پیرهن پیامبر بر تن مردی خوشقد و قامت زیباست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان او
دل عجمی صورتی است عشق زبان دان او
خاصگی دستراست بر در وحدت دل است
اینکه به دست چپ است داغگه ران او
تا نکنی زنگ خورد آینهٔ دل که عشق
[...]
او بخرامش چو سیل ما همه ویران او
هرچه ز ما شد خراب رفت به جولان او
در ره خون ریزد هر غاشیه داران رمند
قصد سواران کند شیر نیستان او
ناوک تدبیر ملک در کف ما گو مباش
[...]
گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
مظهر لطفم من و مظهر غفران او
گاه مرا لطف او بر در طاعت برد
گه کشدم دست قهر جانب عصیان او
در گنهم گاه عفو سوی جنان آورد
[...]
دل فلک معنوی است، عقل رصددان او
داغ محبت بود اختر تابان او
آنکه بود روزگار ریزهخور خوان او
هرکه به جز کردگار شاکر احسان او
بحر ز جودش نمی دهر ز عمرش دمی
وز دل و جان عالمی تابع فرمان او
ساحت کویش حرم خلق نکویش ارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.