گه سوی طاعت روم گه سوی عصیان او
مظهر لطفم من و مظهر غفران او
گاه مرا لطف او بر در طاعت برد
گه کشدم دست قهر جانب عصیان او
در گنهم گاه عفو سوی جنان آورد
گه بردم منتقم جانب نیران او
گاه جمالش مرا بر سر شکر آورد
گاه جمالم برد بر در کفران او
جرم من و حلم او هر دو زحد درگذشت
تا چکند عاقبت این من و آن او
هستی او از قدم هستی ما از عدم
باقی و پاینده او ما همه قربان او
تا برد و بازدش گیرد و اندازدش
گوی دلم میتپد در خم چوگان او
حلقه بگوش ویم رفته ز هوش ویم
گوش مرا میسزد نغمهٔ الحان او
میکشدم امر او جانب این گفتگو
فیض ز جان و ز دل هست بفرمان او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف رابطه عمیق و متضاد میان انسان و خداوند میپردازد. در برخی مواقع، انسان به سوی طاعت و عبادت خدا میرود و در دیگر مواقع، به سمت عصیان و گناه کشیده میشود. خداوند در این اشعار به عنوان مظهر لطف و بخشش معرفی شده است، در حالی که انسان به خاطر اعمالش تحت تأثیر رحمت و قهر او قرار میگیرد.
شاعر بیان میکند که در لحظاتی، لطف خدا انسان را به عبادت میکشاند و در لحظاتی دیگر، انسان را به گناه سوق میدهد. این تضاد در زندگی انسان و رابطهاش با خدا به وضوح حس میشود. همچنین شاعر اشاره میکند که وجود خداوند از هستی است و وجود انسان از عدم، و در این رابطه، انسان تمامی وجودش را قربانی خدا میکند.
شاعر در نهایت به تأمل در ارتباط عمیق و پیچیده خود با خداوند میپردازد و از زیبایی و نغمههای الهی سخن میگوید که روح و دل را پر از فیض میکند. این متن به نوعی بیانگر جستجوی انسان برای درک و نزدیکی به خداوند است.
هوش مصنوعی: گاهی به سوی بندگی و فرمانبری میروم و گاهی به سمت سرکشی و نافرمانی. من نمایانگر رحمت و لطف خدا هستم و او نیز مظهر آمرزش و بخشش است.
هوش مصنوعی: گاهی محبت او باعث میشود که به سوی عبادت و اطاعت بروم، و گاهی هم خشم او مرا به سوی نافرمانی میکشاند.
هوش مصنوعی: در گنهم، زمانی که عفو و بخشش به سوی بهشت میآید، من از ظلم و انتقام دور میشوم و به سمت روشنایی و نجات میروم.
هوش مصنوعی: گاهی زیبایی او باعث میشود تا به شکرگزاری از او برسم و گاهی نیز خود زیباییام مرا به بیاعتنایی و نافرمانی از او سوق میدهد.
هوش مصنوعی: خطای من و صبر و بردباری او از حد گذشت. حالا معلوم نیست سرانجام من و او چه خواهد شد.
هوش مصنوعی: وجود او از وجود ماست و وجود ما از عدم. او پایدار و باقی است، در حالی که ما همه در خدمت او هستیم.
هوش مصنوعی: دل من در شوق و هیجان است، مانند گوی که در بازی چوگان به دست او میافتد و دوباره به هوا پرتاب میشود.
هوش مصنوعی: شخصی که به شدت تحت تأثیر موسیقی قرار گرفته و به آن وابسته شده، به گونهای که هوش و حواسش را از دست داده است. صدای موسیقی آنقدر برایش دلنشین و جذاب است که احساس میکند گوشش از شنیدن این نغمهها لذت میبرد و به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: من به خاطر خواستهاش، خود را به این صحبت درگیر میکنم، چرا که لطف و رحمت او از جان و دل من سرچشمه میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان او
دل عجمی صورتی است عشق زبان دان او
خاصگی دستراست بر در وحدت دل است
اینکه به دست چپ است داغگه ران او
تا نکنی زنگ خورد آینهٔ دل که عشق
[...]
او بخرامش چو سیل ما همه ویران او
هرچه ز ما شد خراب رفت به جولان او
در ره خون ریزد هر غاشیه داران رمند
قصد سواران کند شیر نیستان او
ناوک تدبیر ملک در کف ما گو مباش
[...]
دل فلک معنوی است، عقل رصددان او
داغ محبت بود اختر تابان او
آنکه بود روزگار ریزهخور خوان او
هرکه به جز کردگار شاکر احسان او
بحر ز جودش نمی دهر ز عمرش دمی
وز دل و جان عالمی تابع فرمان او
ساحت کویش حرم خلق نکویش ارم
[...]
قدر مسیحا برد لعل سخندان او
عقد ثریا درد گوی گریبان او
روضه فردوس را نسبت کویش مده!
گلشن جنت کجا طرف گلستان او؟!
شحنه هجران او آن قدرم دور کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.