نادم نئی ز دور خود ای آسمان هنوز
دشمن بگریه آمد و تو سرگران هنوز
شرمت نشد فرات که لب تشنه جان حسین
بسپرد در کنار تو و تو روان هنوز
غلطان بخون برادر با جان برابرم
دردا که زنده ام من نامهربان هنوز
ایشاه تشنه لب که برید از قفا سرت
کاید صدای العطشش بر سنان هنوز
آواز کوس و سوت جرس بانک الرحیل
شرح جفای شمر و سنان در میان هنوز
ایساربان عنان شتر باز کن دمی
در خواب رفته اصغر شیرین زبان هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات عمیق و درد در مورد واقعه عاشورا و جان باختن امام حسین (ع) است. شاعر به آسمان ناله میکند و از بیتفاوتی آن میگوید، در حالی که دشمنان به غم و اندوه آمدهاند. او به تشنگی حسین و شهادت او اشاره میکند و از درد و ناراحتی خود در برابر بیوفاییها سخن میگوید. همچنین، اشاره به صدای العطش حسین و جفای شمر و سنان دارد، و در نهایت از خواب رفتن کودک شیرینزبان (اصغر) میگوید. متن نشاندهنده تب و تاب و غم عاشورا و فریادهای عاشقانه و انسانی است.
هوش مصنوعی: ای آسمان، هنوز هم دشمن به گریه آمد و تو در حال خوشحالی و سرمستی. در حالیکه از فاصله خود آگاه نیستی و نادم نیستی.
هوش مصنوعی: آیا برای فرات خجالتآور نیست که حسین با لب تشنه جان خود را در کنار تو فدای کند و تو هنوز آب بیکران خود را جاری کنی؟
هوش مصنوعی: برادر، با همه وجودم غمگین هستم از اینکه هنوز زندهام و نامهربانیها را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: در این بیت، میتوان گفت که فردی تشنه و گرسنه است و در حالی که از پشت سر به او حمله میشود، هنوز صدای عطش او را میتوان شنید. این تصویر نشاندهنده شدت تشنگی و درد اوست که حتی در لحظات خطر نیز بر زبانش جاری است.
هوش مصنوعی: صدای کوس و سوت جرس، خبر از حرکت کاروان میدهد و هنوز در میان این هیاهو، داستان بیمهری شمر و سنان را روایت میکند.
هوش مصنوعی: ای سوارکار، کمی افسار شتر را رها کن؛ اصغر که شیرینزبانی است در خواب عمیق فرورفته.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
ساکن نگشت عربده عاشقان هنوز
هر برگ گل که باد صبا از چمن ربود
مرغان ز رنگ و بوی تو اندر فغان هنوز
چندین هزار سال حدیث تو گفتهاند
[...]
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز
عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید
مستی و بت پرستی من همچنان هنوز
آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین
[...]
از تو هزار فتنه شود در جهان هنوز
نشکفته است یک گلت از گلستان هنوز
دستی نبردهام چو کمر با تو در میان
کامی ندیدهام چو قدح زان دهان هنوز
تا چون خیال در نظر آمد میان تو
[...]
جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
[...]
جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
شد خاک دیدهٔ مژه ام خون فشان هنوز
ای عالم فراغ، مروت، که هست زان
جان های زخم خورده ز پی دوان هنوز
خاکم به باد رفت سراسیمه هر طرف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.