اگر صبح قیامت را شبی هست آن شب است امشب
طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب
فلک از دور ناهنجار خود لختی عنان درکش
شکایتهای گوناگون مرا با کوکب است امشب
برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن
که زینب بیتو چون در ذکر یارب یارب است امشب
جهان پر انقلاب و من غریب این دشت پروحشت
تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب
سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب
بگو با ساربان امشب نبندد محمل لیلی
ز زلف و عارض اکبر قمر در عقرب است امشب
صبا از من به زهرا گو بیا شام غریبان بین
که گریان دیدهٔ دشمن به حال زینب است امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وضوح حال و هوای غمانگیز و ناامیدکنندهای را توصیف میکند. شاعر به قیامت و شب محشر اشاره میکند و از درد و غصهاش میگوید. او از علاقهاش به برادرش زینب صحبت کرده و نشان میدهد که در غیاب او چقدر احساس تنهایی و رنج میکند. جهان در حال انقلاب است و او به حال خودش غریب و بیکس است. همچنین درد و اندوه زینب و گریان بودن او در این شب غمانگیز را به تصویر میکشد. شاعر از درد دوری و از حال خانوادهاش که در غم و مصیبت به سر میبرند، صحبت میکند و از ساربان میخواهد که در این شب پر اضطراب محمل را نبندد. در نهایت، او از صبا میخواهد که پیامش را به زهرا برساند که به حال زینب و غم او گریه میکند.
هوش مصنوعی: امشب شبی است که اگر روز قیامت وجود داشته باشد، همین شب است. امشب پزشک از من ناامید است و جانم از حسرت به لب رسیده.
هوش مصنوعی: آسمان از دور به خاطر وضع ناهنجارش کمی از کنترلش خارج شده و از این بابت به ستارگان میگوید که امشب من شکایتهای مختلفی دارم.
هوش مصنوعی: ای برادر، بیدار شو و به اطراف نگاه کن. ببین زینب بدون تو چگونه در حال دعا و ناله است و شب را با یاد پروردگار سپری میکند.
هوش مصنوعی: دنیا پر از تحولات و تغییرات است و من در این دشت وحشتناک احساس تنهایی میکنم. در حالی که تو در خواب آرامی به سر میبری، من در درد و رنجی عمیق به سر میبرم.
هوش مصنوعی: سرت مهمان خولی به این معنی است که افکار و احساسات تو به کسی دیگر تعلق دارد، و تنت با ساربان همدم به معنای این است که جسم تو در کنار کسی دیگر است. من در دل خود به تو و آن شخص دیگر فکرهای فراوانی دارم و همه این افکار و احساسات را در شب امشب با خود دارم.
هوش مصنوعی: امشب به ساربان بگو که بار لیلی را نبندد، چرا که زیبا رویی مانند اکبر، همچون ماه در آسمان است و اوضاع برای عشق مناسب نیست.
هوش مصنوعی: باد صبا به زهرا بگو که امشب شام غریبان است و ببین که دشمنان به خاطر زینب چطور گریان شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
شبی کز روز خوشتر باشد آن شب امشب است امشب
به چشمی روی آن مه بینم از شوق و به صد حسرت
ز بیم صبح چشم دیگرم بر کوکب است امشب
دلا بردار از لب مهر خاموشی و با دلبر
[...]
نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب
شبی کامد مساعد کوکب من امشب است امشب
زلال وصل در کام من و از آتش غیرت
دل و جان غیر را تا صبح در تاب و تب است امشب
بود در هاله آغوش من آن مه نمیدانم
[...]
سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
شبی کز عمر بتوانش شمردن، امشب است امشب
طلوع صبح، از آن چاک گریبان میدهد یادم؛
نگاهم ز اول شب تا سحر، بر کوکب است امشب!
به یارب گفتنم، بس شب سر آمد در تمنایت؛
[...]
جدا از چشم او تن در تب ز جان بر لب است امشب
شبی کاو را ز پی صبحی نباشد آن شب است امشب
ببین بر چنبر کاکل رخ آن ماه سنگیندل
مبند ای ساربان محمل قمر در عقرب است امشب
جرس در ناله و صبح وداع و جسم و جان در پی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.