گنجور

بخش ۱۵ - آمدن اهلبیت بمصرع شهدا و زبانحال از قول جذاب زینب بحضرت

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » لآلی منظومه
 

چون گرفتند ره کوی شهادت در پیش

زمرۀ خیل اسیران ؟؟ تشویش

هر یکی نعش شهیدی به بر آورد چو جان

کرد با همدم خود شرح پریشانی خویش

زانمیان زینب دلسوخته با ناله و زار

از ستمکاری آن طایفۀ کافر کیش

روی بر پای برادر بنهاد از سر شوق

گفت کی سینۀ مجروح مرا مرهم ریش

بچه عضو تو زنم بوسه نداند چه کند

بر سر سفرۀ سلطان چونشنید درویش

این توئی با من و غوغای رقیبان از پس

وینمنم بی تو گرفته ره صحرا در پیش

تو سفر کردی و در کار دلازاری من

آسمان تیر جفا پاک بپرداخت ز کیش

هجر با صبر من آن کرد که بادی بغبار

خصم با جان من آنکرد که سیلی بحشیش

تو و من بعد نگهداری اینقوم عزیز

من و من بعد پرستاری اینجمع پریش

چارۀ هجر شکیب است و لیکن چه کنم

که بود درد فراق توام از حوصله پیش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن