گنجور

شمارهٔ ۹۲

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

گه به مسجد کشدم گه به کلیسای کشیش

بستۀ موی بتانست مرا تختۀ کیش

زاهد و طرۀ دستار من و زلف نگار

هر کسی را هوسی در سرو کاری در پیش

صبر دیوانه مگر تا بچه پایان باشد

خنک آنروز کزین سلسله گیرم سر خویش

نظری بر و تو صد بار نگه بر چپ و راست

تا نیایند رقیبان توام از پس و پیش

چکنم گر ننهم سر به بیایان جنون

پنجۀ عشق قوی لقمه ام از حوصله پیش

اینمنم کافعی زلف تو بجان میطلبم

ورنه کس دشمن جانی ندهد راه بخویش

پارسائی بتغافل ز تو فکریست محال

عشق و مستوری پیوند نگیرد بسریش

حلقۀ زلف تو از دست دهم من هیهات

تا نگیرد ز طلب دست ندارد درویش

رند میخانه بکنجی خمش از آتش می

سر صوفی بفلک میرود از دود حشیش

بوی خون اید از این چشم سیه دل که تراست

دلبرا دست من و دامن آنزلف پریش

جای عذر است چرا خنده برندان نکنند

زاهد صومعه را کاینهمه خندند بریش

چند گفتم که مبو کاکل مشگین بتان

عاقلان پند من افسانه شمرد ایندل ریش

نیرّا باش که تا خیمه زنم بر در شاه

چرخ اگر تیر جفا پاک بپرداخت ز کیش

شه اورنگ ولایت که در اقلیم وجود

جز بتدبیر یمینش نرود کاراز پیش

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.