گنجور

 
ناصر بخارایی

ننهاد نقطه‌ای ز وفا در نهاد دهر

آن کس که شکل دایرهٔ ماه و خور کشید

مهری ندید دیدهٔ عقلم ورای مهر

هرگه که سر به جبّهٔ اندیشه درکشید

ای یار اگر ز گل طلبی بوی اتحاد

این پنبه را ز گوش تو باید به درکشید

نقاش بر جریدهٔ امکان به کلک امر

هر صورتی که هست به نوع دگر کشید

چون غنچه تنگدل نتوان شد ز خار غم

گل خنده بیش زد که جفا بیشتر کشید

آگه شوی ز قاعدهٔ چرخ یک به یک

گر باطل تو کحل خرد بر بصر کشید

ایمن ز سر محنت او نیست صحن باغ

از چتر گل نگر که به سر در سپر کشید

برگش نداد هرگز و آزاده نام کرد

آن را که همچو سروسهی خویش برکشید

دل در جهان مبند که باد اجل تو را

خواهد به سوی خاک از این رهگذر کشید

گردد در آسیای فلک خرد چون سبوس

هرکس که همچو سنبله از کبر سر کشید

ناصر به بال همت از اجرام درگذر

دون همتی است منت دورقمر کشید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

چون شکرم در آب دو چشم و دلم فلک

در جام کینه خوشتر از آب و شکر کشید

گردون زبان عقل مرا قفل برفگند

و ایام چشم بخت مرا میل در کشید

سید حسن غزنوی

یارب منم که بخت مرا باز در کشید

وز قعر چاه تیره به اوج قمر کشید

بختم گرفت در بر از آن پس که رخ بتافت

چرخم نهاد گردن از آن پس که سر کشید

منت خدای را که شب تیره رنگ من

[...]

صائب تبریزی

صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید

جوش بهار رشته ز عقد گهر کشید

تا پرده بر گرفت ز رخسار داغ من

خود را ز شرم لاله به کوه وکمر کشید

از وصل بهره توبه قدر حجاب توست

[...]

بیدل دهلوی

آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشید

غواصی محیط ادب این‌ گهر کشید

چندانکه شور صبح قیامت شود بلند

امروز پنبه بایدم از گوش کر کشید

از بی‌بضاعتی به گدایی مثل شدم

[...]

وفایی شوشتری

شمر لعین چو خنجر کین از کمر کشید

جبریل مضطرب زجگر نعره بر کشید

آن بی حیا ز روی پیمبر نکرد شرم

خنجر زکین به حنجر آن محتضر کشید

خورشید منکسف شد و آفاق پر زشور

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه