ما را هوس صحبت جان پرور یار است
ور نه غرض از باده نه مستی نه خمار است
آتش نفسان قیمت میخانه شناسند
افسرده دلان را به خرابات چه کار است
نی را که نوا از لب یارست به هر حال
پیوسته چرا همنفس نالهٔ زار است
باید طلبد تا برسد مرد به مطلوب
شادی و غم و راحت و رنج و گل و خار است
تا قطع علایق نکنی، وصل نیابی
سنگ و گهر و نیک و بد و مهره و مار است
شاهی به چه کار آید و دولت چه تجمل
لشکر چه محل دارد و زر در چه شمار است
در صومعه کس را نرسد دعوی توحید
منزلگه مردان موحد سر دار است
دستار چه کار آید و سجاده چه باشد
بر مرکب بی قوت روح این همه بار است
ناصر اگر از درد بنالد عجبی نیست
مهجور ز یار است و پریشان ز دیار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی احساسات و آرزوهای انسانی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که تمایل به گفتگو با محبوب واقعی و جانپرور یک نیاز عمیق است و نه فقط به خاطر لذت از مشروب یا مستی. او به ناتوانی دلهای افسرده در درک حقیقت و زیبایی میپردازد و میگوید که خوشی و سختی زندگی بخشی از روند رسیدن به خواستههاست. شاعر به قطع وابستگیها به عنوان شرطی برای وصال اشاره میکند و همچنین تردیدهایی درباره قدرت و ثروت میباشد که در نهایت بیفایده هستند. در نهایت، او میگوید که انسانی که به دردی دچار است، از جدایی و غم یار رنج میبرد و این درد طبیعی است.
هوش مصنوعی: ما دلمان میخواهد با یاری که جانمان را پرورش میدهد، صحبت کنیم؛ چون هدفمان از نوشیدن شراب، نه حال خوش و نه سرخوشی است.
هوش مصنوعی: افراد ناراحت و دل شکسته، به ارزش میخانه و لذتهای آن آگاه هستند. اما آنها در چنین مکانهایی جایی ندارند، چون حالشان نمیگذارد که از شادیها و سرور آن بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: نی که صدایش از لب معشوق میآید، همیشه چرا چنین زاری و نالهای دارد؟
هوش مصنوعی: برای اینکه انسان به خواستههای واقعیاش برسد، باید تلاش کند. زندگی پر از شادی و غم، راحتی و سختی، گلها و خاروخسهاست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از وابستگیها و تعلقات خود دست نکشی، به حقیقت و وصل واقعی نخواهی رسید. در این دنیا همه چیز در تضاد است؛ مانند سنگ و گوهر، نیک و بد، مهره و مار.
هوش مصنوعی: در زندگی، چه فایدهای به شاه و قدرت و تجملات نظامی و ثروت وجود دارد، اگر انسان به معنای واقعی زندگی نکند و دغدغههای عمیقتری نداشته باشد؟
هوش مصنوعی: در صومعه، کسی نمیتواند ادعای یگانگی خدا را داشته باشد. خانه اصلی مردان مؤمن و باایمان، جایی فراتر از دنیای مادی است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسان روح و جان قوی نداشته باشد، همه زینتها و ظواهر دینی (مثل دستار و سجاده) نمیتواند به او کمک کند. در واقع، بار سنگین زندگی تنها با داشتن روحی قوی و معنوی قابل تحمل است و ظواهر نمیتوانند جایگزین آن شوند.
هوش مصنوعی: ناصر، اگر از درد و تنهایی خود ناله کند، نباید تعجب کرد؛ زیرا او از یار خود دور است و در آشفتهحالی به سر میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنگام گل و لاله و ایام بهار است
عالم چون رخ خوبان پر نقش و نگار است
نرگس به چمن در صنمی سبز لباس است
سوسن به صف اندر پسری سیمعذار است
خیزید و می آرید که هنگام بهار است
رخسار عروسان چمن همچو نگار است
آن شاخ که بُد عور، کنون مُلحَمپوش است
و آن دشت که بُد ساده، کنون سرّ عذار است
در دامن گلزار، صبا مدخنهسوز است
[...]
از عکس تنت جیب قبا آینه زار است
پیراهن از اندام تو لبریز بهار است
دایم دم صبح است در اقلیم محبت
آیینه دلان را به شب و روز چه کار است
کرد از ستم آباد شب هجر خلاصم
[...]
اکنون که ز پیریم به عینک سر و کار است
پیوسته دو چشمم به تماشای تو چار است
در دیدهٔ عالی نظران چرخ و کواکب
دودی است که آمیخته با مشت شرار است
در راه تو آنرا که به دریا دل خود داد
[...]
به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
ترنجبینی اگر هست بر سر خار است
به باد رفتهٔ ذوق فضولییم همه
سر هوا طلبیها حباب دستار است
عنان وحشت مجنون ما که میگیرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.