من همچو گل در خندهام، گو یار در خونم نشان
من همچو سرو آزادهام، گو یار بی برگم بمان
مو با میانش لاف زد، لیکن روان در تاب شد
چون باز دید از نازکی، یک موی فرقی در میان
دایم چرا با صورتش، آیینه آمد رو به رو
هر دم چرا ساغر نهد، با او دهان را با دهان
امروز در کوی مغان، خواهیم گشتن در به در
سجادهها در رهن می، دستارها در پا کشان
من گوی عشقم، گو بزن چوگان طعنم آن و این
چون کشته گشتم، گو بکش تیغ ملامت این و آن
با عشق در پیچیدهام چون نامه خط بر من مکش
بر خط مهرت میروم، چون خامه از پیشم مران
ناصر گذشت از رنگ و بو، عشق تو دارم در نظر
آن بوی در رنگش ببین، آن نقش در رویش بخوان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و عذابهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر خود را به گل و سروی آزاد تشبیه میکند و از ناز و زیبایی معشوقش صحبت میکند. او به تضادهای عاطفی اشاره دارد، از جمله جاذبه و فاصلهای که بین آنها وجود دارد. شاعر از درد و لذت عشق میگوید و نشان میدهد که چگونه این احساسات بر زندگیاش تأثیر میگذارند. در نهایت، او به اهمیت عشق و یاد معشوق در زندگیاش اشاره میکند و بر پیوند عمیق خود با او تأکید میکند.
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که در حال خندیدن است، حتی اگر عشق من در غم و اندوه باشد. من مانند سروهایی هستم که آزاد و رها هستند، هرچند که یارم ممکن است بیبرگ و پژمرده باشد.
هوش مصنوعی: مو با حالت خاصی به خود میبالید و لاف میزد، اما وقتی که روان دید از نازکی خاصی که داشت، تنها یک موی باریک در میان آن وجود دارد، دچار تردید و تاب و تنش شد.
هوش مصنوعی: لیک همیشه چرا با چهرهاش، آینه رو به رو میشود؟ چرا هر لحظه با او، جام را به دهان میگذارد؟
هوش مصنوعی: امروز در محلهی عارفان و صوفیان، به سراغ گشت و گزار خواهیم رفت. در این مسیر، بر روی سجادهها قرار خواهیم گرفت و به خاطر عشق و می، همگی با عزم و اراده به جلو خواهیم رفت.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و از طعنههای دیگران بیتوجه میگذرم. خود را مانند فردی کشته میبینم که دیگران با انتقادهایشان به من آسیب میزنند.
هوش مصنوعی: من مانند نامهای هستم که با عشق در پیچیده شدهام. بنابراین، احساس میکنم که نباید روی من خط بکشی، زیرا با محبت تو پیش میروم و نمیخواهم دورم کنی.
هوش مصنوعی: ناصر از زیباییها و ظواهر دنیایی عبور کرده است و عشق تو را در نظر دارد. بوی آن عشق و زیبایی را در رنگ آن ببین و نقش آن را روی چهرهاش بخوان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان
ای مادر نامهربان هم سالخورده هم جوان
چون کرد پیشآهنگ را در زیر محمل ساربان
بر پشت پیشآهنگ شد از خیمه شمع کاروان
آن چون مه ناکاسته چون گلبن پیراسته
همچون بهشت آراسته روشن چو خرم بوستان
صافی تن او نسترن بویا بر او یاسمن
[...]
داری تو ای سرو روان بر لاله و بر ارغوان
از مشک و عنبر صولجان از عشقت ای حور جنان
لا تحترق منی الجنان
لا تبل نفسی بالهوان
ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
در گوش جانم میرسد طبل رحیل از آسمان
نک ساربان برخاسته قطّارها آراسته
از ما حلالی خواسته چه خفتهاید ای کاروان
این بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.