چو ساقی خام خم در جام جم ریخت
تو گفتی آب با آتش در آمیخت
کُمیت باده جون در گردش آمد
سمند عقل همچون باد بگریخت
درون جام مینا بادهٔ لعل
چو روئین تن که با رستم در آمیخت
چو از می قطرهای افتاد بر خاک
میان سنگ و آهن آتش انگیخت
به یاد یار ناصر جرعهٔ می
همی خورد از قدح وز دیده میریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وتأثیرات باده و مینوشی میپردازد. شاعر ابتدا با اشاره به جام جم و آمیختن آب و آتش، شگفتی و شادی ناشی از نوشیدن باده را بیان میکند. سپس به توصیف احساسات و حالاتی میپردازد که باده در وجود انسان ایجاد میکند، نظیر جستوخیز عقل و به یاد یار بودن. او در نهایت با تناول جرعهای از باده، حس و حال خود را در پی یاد محبوبش توصیف میکند و اشتیاق و شوری را که در دلش موج میزند، به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی ساقی شراب خام را در جام جم ریخت، گویی آبی با آتش ترکیب شده است.
هوش مصنوعی: بادهای که جانافزا بود، در میان آمد و اسب عقل همچون باد، از آن دور شد.
هوش مصنوعی: درون جام مینا، شراب قرمز رنگی وجود دارد که مانند تنۀ رستم، همچنان که با او در هم آمیخته است.
هوش مصنوعی: وقتی که یک قطره شراب بر زمین میافتد و در میان سنگها و آهنها قرار میگیرد، آتش را روشن میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر یاد معشوق، یک جرعه از میپر مینوشد و اشکهایش را بر روی آن میافشاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمانه زردْ گُل بر رویِ من ریخت؛
همان مُشکم به کافورَ انْدَر آمیخت.
وزین شیوه سخنهایی برانگیخت
که از جانپروری با جان درآمیخت
چو شیخ آن حال دید از دور، بگریخت
بسی با خود در آن قصه بر آویخت
ز مژگان اشک خونین بر زمین ریخت
ز روی مهربانی در من آویخت
سهی سرو از دو نرگس ژاله انگیخت
گلابی چند بر برگ سمن ریخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.