گنجور

 
مولانا

ما مست شدیم و دل جدا شد

از ما بگریخت تا کجا شد

چون دید که بند عقل بگسست

در حال دلم گریزپا شد

او جای دگر نرفته باشد

او جانب خلوت خدا شد

در خانه مجو که او هوایی‌ست

او مرغ هواست و در هوا شد

او باز سپید پادشاه است

پرید‌، به سوی پادشا شد

 
 
غزل شمارهٔ ۷۲۲ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
جمال‌الدین عبدالرزاق

چون روی تو ماه سمانباشد

چون زلطف تو مشک ختانباشد

فاجابه رحمه الله

چون دلبر من بیوفا نباشد

کش هیچ غم کار ما نباشد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جمال‌الدین عبدالرزاق
ادیب صابر

آن عهد و وفای ما کجا شد

از هر دو دلت چرا جدا شد

دی عادت تو همه وفا بود

امروز چرا همه جفا شد

بر لشکر حسن، پادشاهی

[...]

عمادی شهریاری

چون مملکت سخا تو را شد

انگار همه جهان مرا شد

بیگانه نمود بخت با من

چون نام تو بردم آشنا شد

گر بر فلک است بد سگالت

[...]

مولانا

ای کز تو همه جفا وفا شد

آن عهد و وفای تو کجا شد

با روی تو سور شد عزاها

بی روی تو سورها عزا شد

شد بی‌قدمت سرا خرابه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه