بگو دل را که گرد غم نگردد
ازیرا غم به خوردن کم نگردد
نبات آب و گل جمله غم آمد
که سور او به جز ماتم نگردد
مگرد ای مرغ دل پیرامن غم
که در غم پر و پا محکم نگردد
دل اندر بیغمی پری بیابد
که دیگر گرد این عالم نگردد
دلا این تن عدو کهنه تست
عدو کهنه خال و عم نگردد
دلا سر سخت کن کم کن ملولی
ملول اسرار را محرم نگردد
چو ماهی باش در دریای معنی
که جز با آب خوش همدم نگردد
ملالی نیست ماهی را ز دریا
که بیدریا خود او خرم نگردد
یکی دریاست در عالم نهانی
که در وی جز بنی آدم نگردد
ز حیوان تا که مردم وانبرد
درون آب حیوان هم نگردد
خموش از حرف زیرا مرد معنی
بگرد حرف لا و لم نگردد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل میگوید که غم را رها کند زیرا غم بر او چیره نخواهد شد. او تاکید میکند که زندگی بیغم، به دل شادابی میدهد و انسان باید از غمها فاصله بگیرد. مولانا با دعوت به سرسختی و آرامش در دل، بیان میکند که همچون ماهی در دریا باید در دریای معنا زندگی کرد تا از غم دور بمانیم. او اشاره میکند که تنها انسانها هستند که میتوانند از این دریا بهرهمند شوند، زیرا حیوانات به دنیای معنوی دسترسی ندارند. در نهایت، شاعر به اهمیت خرد و دوری از کلمات پوشالی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: به دل بگو که غم نباید بر آن گرد آید، چرا که غم با گذشت زمان کمتر نمیشود و همچنان در دل باقی میماند.
هوش مصنوعی: همه چیز در این دنیا از آب و گل ساخته شده و غم وجود دارد، بهطوری که شادی او تنها با اندوه همراه خواهد بود و به جز محفل سوگواری نمیرسد.
هوش مصنوعی: ای مرغ دل، دور و بر غم نچرخ که در غم نمیتوانی آزاد و رها باشی.
هوش مصنوعی: دل در بیغمی به پرندهای تشبیه شده که به آرامی پرواز میکند و در این حالت، دیگر به این دنیا و مشکلات آن بازنمیگردد.
هوش مصنوعی: ای دل، این بدن، دشمنی قدیمی برای توست و هرگز نمیتواند مانند خال و عم (دوستی و محبت) باشد.
هوش مصنوعی: ای دل، خود را مقاوم و سرسخت کن و از خستگی و کسالت بکاه؛ زیرا کسی که دچار یأس و ناامیدی شود، به رازهای عمیق و پنهان دسترسی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: خود را مانند ماهی بدان که در دریا به معنای عمیق و روحانی زندگی کن، زیرا ماهی فقط در آب خوش زندگی میکند و بدون آن نمیتواند خوب و شاداب باشد.
ماهی از دریا گلایه ای ندارد زیرا که بدون دریا، او خوش و خرم نخواهد بود
هوش مصنوعی: در عالم نامرئی، تنها حقیقت انسانها وجود دارد و چیزی غیر از آن نمیتواند در این دریا باشد.
هوش مصنوعی: انسان تا زمانی که به مقام انسانی نرسد و از وجود خود آگاه نشود، هرگز در اعماق وجودش به حقیقت و روح خود دسترسی پیدا نمیکند؛ حتی اگر ظاهرش شبیه انسان باشد.
هوش مصنوعی: سکوت کن از گفتن، زیرا انسان به معنا تبدیل میشود و تنها سخن «نه» و «نشد» به حقیقت تبدیل نمیشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چه عشقست اینکه هر گز کم نگردد
دلم روزی ازو خرم نگردد
غمی دارم که هرگز کم نگردد
دلی داری که گرد غم نگردد
به جان زخم ترا مرهم که باید؟
اگر هم زخم تو مرهم نگردد
هنوز آن دل بود در دام عالم
[...]
دلی دارم که گرد غم نگردد
میی دارم که هرگز کم نگردد
دلی دارم که خوی عشق دارد
که جز با عاشقان همدم نگردد
خطی بستانم از میر سعادت
[...]
بجز لطف تو موری جم نگردد
خدایی هم به لطفی کم نگردد
ز جرم خلق رحمت کم نگردد
محیطی غرقه شبنم نگردد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.