گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت

بی دل و بیخودت کنم در دل و جان نشانمت

آمده‌ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل

تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌فشانمت

آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا

همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت

آمده‌ام که بوسه‌ای از صنمی ربوده‌ای

بازبده به خوشدلی خواجه که واستانمت

گل چه بود که گل تویی ناطق امر قل تویی

گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت

جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی

فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت

صید منی شکار من گر چه ز دام جسته‌ای

جانب دام بازرو ور نروی برانمت

شیر بگفت مر مرا نادره آهوی برو

در پی من چه می‌دوی تیز که بردرانمت

زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی

گوش به غیر زه مده تا چو کمان خمانمت

از حد خاک تا بشر چند هزار منزلست

شهر به شهر بردمت بر سر ره نمانمت

هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را

نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌پرانمت

نی که تو شیرزاده‌ای در تن آهوی نهان

من ز حجاب آهوی یک رهه بگذرانمت

گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من

در پی تو همی‌دوم گر چه که می‌دوانمت

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » صورتگر » عشق آمد

پریسا » احوال دل » ساز و آواز اسپاتیفای

سینا سرلک » فاتحه خوان من تویی » فاتحه خوان من تویی اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کامران کمیلی پور در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۵۱ نوشته:

با سلام.
در بیت پنجم گل دوم باید به کل بدل گردد. گل چه بود که کل توئی.
مطابق قرائت صوتی دکتر سروش در مجموعه رسول آفتاب.

 

بهمن صباغ زاده در ‫۹ سال قبل، شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۰۲ نوشته:

درود
یکی همان
گُل چه بود که کُل تویی، ناطق ِامر ِقُل تویی
و دیگر
نیک بجوش و صبر کن زانکه همی‌پزانمت
سایت شما خیلی خیلی خیلی برای علاقه‌مندان ادبیات و محققین این وادی سودمند است.

 

آذردیماهی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۶ نوشته:

باسلام و تبریک سال نو... به همه عزیزان و همدلان و گردانندگان و استفاده کنندگان و مدیران گنجور...
از جناب کیخای عزیز تقاضا دارم معنی "فاتحه شو تو یک سری" در بیت ششم را بیان نمایند.
متشکرم

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۸ نوشته:

آذر جان من چیز شگفتی بیش از آنچه آشکارا گفته شده است نمی بینم . سراینده می گوید که با کسی که تابنده نور یا بخشنده فیض به اوست حالا اینجا گویا شمس یکدله شده است و جان و روان همامیخته ای دارند و شمس مانند گشایش دهنده و نیز خود ذکری که گشایش می دهد است برای مولانا . شما اگر بیش از این می بینید مرا هم بیاگاهانید که به آموختن سربلندی می یابم . آذردیماهی جان . سپاس از اینکه مرا فراموش نکرده اید که دیریست که تنها می خوانم و کمتر می نویسم .

 

پیرایه یغمایی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۸ نوشته:

با پوزش از امین عزیز و آنچه به نظر من می رسد :
بر خلاف آنچه که تصور می شود ، فاتحه را – که سوره ی بسیار مقدسی است - فقط برای مرده کان نمی خوانند ، فاتحه سوره ی گشایش و رهایش و آرامش است / در آن روزگار اگر بر سر بیماری، مجروحی ، خسته ای می رفتند ، سوره ی فاتحه یا« الحمد» را یرای شفای بیمار می خواندند و بر این باور بودند که دفع درد و رنج و خستگی می شود / از همین روست که حافظ هم می گوید :
فاتحه ای چو آمدی، بر سر خسته ای بخوان
و حالادر بیت مولانا:
«فاتحه خوان » صفت فاعلی است (کسی که فاتحه می خواند )/ ای کسی که فاتحه خوان من هستی ، خودت فاتحه شو ، خودت آرامش بخش شو، گشایش شو ، رهایی دهنده درد شو، تا من تو را که مقدسی همواره به دلم بخوانمت

 

نیما در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۶ نوشته:

سلام
خوانش صحیح بیت آخر چگونه است؟
شعر در واژه ی چوگان نوعی اشکال وزنی را در ذهن تداعی می کند

 

دکتر علیرضا محجوبیان لنگرودی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۸ نوشته:

با سلام، هرچند مولانا را نمی توان در عروض به بند کشید و در بیان برایش محدودیت ایجاد کرد و بسیار دیده شده که در واژگان متعدد تلفظ او مانند دو ستان ساده دل و آسمانیش به واژگان محاوره نزدیکتر می نماید ولی در اینجا به جای دو هجای کوتاه در رکن سوم یعنی مفتعلن مصراع دوم از یک هجای بلند استفاده کرده است یعنی رکن سوم مصراع اول مفعولن و رکن سوم مصراع دوم به صورت مفتعلن آمده است . این اختیار وزنی که ابدال نامیده می شود با اندکی دقت در خوانش بیت وزن را به هم نمی ریزد و آهنگ زیبایش همچنان گوشنواز است. یا حق

 

شهرام بنازاده در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۵ نوشته:

نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌پرانمت
پزانم صحیح است

 

امین افشار در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۱ نوشته:

درود
در پاسخ به خوانندگانی که بر وفق ظن خود یا دیگری گل دوم در بیت پنجم این غزل را «کل» می پندارند و خواستار اصلاح آن هستند:
از سندیت تصحیح استاد فرزانه فروزانفر که بگذریم از معنای این غزل امیدبخش به روشنی پیداست که تمامی ابیات آن بجز بیت هشتم، از زبان آنکه «میان جان» مولانا « تلقین شعر» ش می کند، خطاب به آدمی- که از جنس اوست و امانتدار و ادامه او- سروده شده است. با اندکی تامل در معنای همین بیت نیز می توان دریافت که «کل» (که تنها برازنده توصیف حضرت حق است و نه انسان متکثر از آن کل) در تناقض است با « ناطق امر قل» که آدمی است، همانگونه که مثلن در سوره ناس امر قل را خطاب به پروردگارش بر زبان می راند (نطق می کند): « پناه می برم به پروردگار آدمیان».
بدرود

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۳ نوشته:

صید منی شکار من گر چه ز دام جسته‌ای
جانب دام باز رو ور نروی برانمت..

 

شاهرخ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۳ نوشته:

جان و روان من تویی ، فاتحه خوان من تویی
فاتحه شو تو یکسری ، تا که به دل بخوانمت
اشاره به وحدت وجودی دارد.
و اینکه تبدیل از محدویت به بی نهایت ، بیتنها توسط ناطق امر قل که خود تنها امانت دار الهی هم ، هست صورت میگیرد.
یکسری بینهایت شو تا به دل خود فرا بخوانمت.
تا یک تای موی از منت در تو هست ، این تبدیل صورت نخواهد گرفت

 

شاهرخ در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۴ نوشته:

تنها توسط .....
اصلاح فرمایید

 

مصطفا در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۴ نوشته:

کیارستمی در مصاحبه‌یی شعر مولانا را این‌گونه می‌خواند
«گوی منی و می‌دوی در پی صولجان من
در پی تو همی‌دوم گر چه که می‌دوانمت»
در اکثر نسخه نوشته شده:
«گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من»
که از نظر وزنی اشکال دارد.
در یک جا هم دیدم ضبط شده:
« در خم صولجان من»
کسی از منبع کیارستمی خبر دارد؟
سپاس.

 

برگ بی برگی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

این غزل زیبا به تازگی در برنامه شماره 757 گنج حضور آقای پرویز شهبازی به زیبایی و بطور مبسوط شرح داده شده است .
با آرزوی توفیق همه دوستان گنجوری و خودم برای درک و عمل به رهنمود های زندگی ساز مولانا

 

حسین در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۹ نوشته:

سلام
فکر میکنم اینطور درست باشه:
هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌ پزانمت
یعنی پزانمت جایگزین پرانمت باشه
ضمن اینکه چوگان باید chovagan چو- وَ -گان تلفظ بشه
لطفاً راهنمایی بفرمایید

 

پریا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ نوشته:

دوستان فاتحه شو تو یک سِری یا سَری؟

 

سید مجتبی مرتضوی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۲۱ نوشته:

سلام.به گمانم بیت فاتحه شو تو یک سره تا که .....درست تر هست تا یک سری.معنی هم احتمالاً به فنا در حق اشاره دارد که در آن مرحله خدا بنده را میخواند یا همان عنایت میکند در ذات او.اما بیت آخر مصراع اول وزن رعایت شده؟ یا من ثقیل بمانم میرسد.اساتید لطفاً راهنمایی بفرمایند.

 

turia turia در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۴ نوشته:

گل چه بود که «کل» تویی ناطق امر قل تویی
گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت

 

سعید در ‫۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۸ نوشته:

با سلام و تحیت
در مورد بیت جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی...
نکنه ای که به ذهن این حقیر می رسد تقدیم می گردد.
با توجه به اینکه تمامی این شعر خطاب از زبان خداوند به بنده است، اگر این بیت را نیز از این دیدگاه تفسیر کنبم به این صورت می شود که ای بنده ای که برای طلب گشایش با خواندن فاتحه از من طلب گشایش می کنی، تو خود در حقیقت از ذات من هستی و میتوانی خود خدایی کنی و گشایشگر باشی (فاتحه شو).
شبیه این مفهوم در دیگر ابیات وجود دارد که جایگاه خدایی انسان را در مقام فنا بیان می کند، مثلا در بیت ناطق امر قل تویی را می توان اینگونه معنا کرد که : آن کسی که به پیامبر خطاب کرد قل ... در حقیقت خود توی انسان فنا شده در ذات خدا هستی و تو امر کردی که بگو ...
و این توجه دادن به جایگاه عالی انسان در تمام ابیات این شعر به چشم می خورد.

 

ناصر عزیزی در ‫۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

باسلام و عرض ادب و احترام
هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌پرانمت
به نظر بنده کلمه همی پزانمت بخاطر تشبیه این جهان بعنوان دیگ که همگی درون آن می پزیم و نباید اعتراض و مقاوت داشته باشیم بجای کلمه می پرانمت صحیح تر است

 

سفید در ‫۲ ماه قبل، سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۵ نوشته:

حاشیه های متعدد درج شده است در بیان اشکال وزنی بیت آخر. 

ببینید دوستان، درست خواندن شعر، یک هنر بسیار مهم است و مثل هر هنر دیگری هم همگان ندارند و کار همه کس نیست، هم دارا بودنش نیاز به تمرین و تلاش دارد و قرار نیست همه به صورت پیش فرض بتوانند شعرها را درست بخوانند! شما باید بتوانید با خوانش کلمات بازی کنید و آن گاه خواهید دید که وزن شعرها اغلب جاها درست است. کمی تلاش کنیم پیش از های و هوی! 

 

در بیت آخر باید بخش اول کلمه ی چوگان را کشیده بخوانید تا وزن درست باشد: چووگان، نه چوگان. در این صورت خواهید دید که وزن هیچ ایرادی ندارد. 

 

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.