گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای

صاعقه است از برق او بر جان هر بیچاره‌ای

چون ز پیش رشته‌ای در لعل چون آتش بتافت

موج زد دریای گوهر از میان خاره‌ای

این دل صدپاره مر دربان جان را پاره داد

چون به پیش پرده آمد بهترک شد پاره‌ای

هشت منظر شد بهشت و هر یکی چون دفتری

هشت دفتر درج بین در رقعه‌ای رخساره‌ای

تا چه مرغ است این دلم چون اشتران زانو زده

یا چو اشترمرغ گرد شعله آتشخواره‌ای

هم دکان شد این دلم با عشقت ای کان طرب

خوش حریفی یافت او هم در دکان هم کاره‌ای

ز آفتاب عشق تو ذرات جان‌ها شد چو ماه

وز سعادت در فلک هر ساعتی استاره‌ای

نقش تو نادیده و یک یک حکایت می‌کند

چون مسیح از نور مریم روح در گهواره‌ای

شمس تبریزی تناقض چیست در احوال دل

هم مقیم عشق باشد هم ز عشق آواره‌ای

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رضا موسوی محسنی در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۴ نوشته:

از این غزل به عنوان اولین شعری که حضرت مولانا سروده اند، یاد می کنند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین نجفی در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

به فرموده استاد فروزانفر این غزل اولین شعری است که حضرت مولانا در زندگیش سرود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سفید در ‫۴ ماه قبل، یک شنبه ۶ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۹ نوشته:

شمس تبریزی تناقض چیست در احوال دل

هم مقیم عشق باشد هم ز عشق آواره‌ای... 

 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.