گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۵۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

روزی که مرا ز من ستانی

ضایع مکن از من آنچ دانی

تا با تو چو خاص نور گردم

آن نور لطیف جاودانی

تا چند کنم ز مرگ فریاد

با همچو تو آب زندگانی

گر مرگم از او است مرگ من باد

آن مرگ به از دم جوانی

از خرمن خویش ده زکاتم

زان خرمن گوهر نهانی

منویس بر این و آن براتم

بگذار طریق امتحانی

خاموش ولی به دست تو چیست

باران آمد تو ناودانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شیرین شعله پاش نوشته:

این شعر بصورت مستزاد بر روی ابیاتی از مقدمه لیلی و مجنون نظامی گنجوی سروده شده و از کوتاهی مصرع دوم مشخص میشه که مستزاد هست
مصرع اول این ابیات جز بیت آخر همه از نظامی است.

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

شیرین بانو
مستزاد ، روال خود را دارد ، این غزل مستزاد نیست
نمونه و مثال :مستزاد
شعری که در آخر هر مصراع آن چند کلمۀ زیاده از وزن می‌آورند، مانند این شعر: ای کامگارسلطان انصاف تو به گیهان ـ گشته عیان
مسعودشهریاری خورشید نامداری ـ اندر جهان
ای اوج چرخ جایت گیتی ز روی و رایت ـ چون بوستان (مسعودسعد: ۴۵۵)

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام