گنجور

 
ادیب صابر
 

تا بشنیدم که ناتوانی

دلتنگ شدم چنانکه دانی

گفتم شخصی بدان لطیفی

افسوس بود به ناتوانی

افتاد ز هاتفی به گوشم

ناگاه ندای آسمانی

کان نیست به ناتوان افسوس

کافسون به دوست زندگانی