گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

باز فروریخت عشق از در و دیوار من

باز ببرید بند اشتر کین دار من

بار دگر شیر عشق پنجه خونین گشاد

تشنه خون گشت باز این دل سگسار من

باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است

آه که سودی نکرد دانش بسیار من

بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتاد

خواب مرا بست باز دلبر بیدار من

صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد

کار مرا یار برد تا چه شود کار من

سلسله عاشقان با تو بگویم که چیست

آنک مسلسل شود طره دلدار من

خیز دگربار خیز خیز که شد رستخیز

مایه صد رستخیز شور دگربار من

گر ز خزان گلستان چون دل عاشق بسوخت

نک رخ آن گلستان گلشن و گلزار من

باغ جهان سوخته باغ دل افروخته

سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من

نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من

خلعت صحت رسید ای دل بیمار من

پیر خرابات هین از جهت شکر این

رو گرو می‌بنه خرقه و دستار من

خرقه و دستار چیست این نه ز دون همتی است

جان و جهان جرعه‌ای است از شه خمار من

داد سخن دادمی سوسن آزادمی

لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من

شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است

نیست ز دلال گفت رونق بازار من

عربده قال نیست حاجت دلال نیست

جعفر طرار نیست جعفر طیار من

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

orfi در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۲۳ نوشته:

باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است/ آه که سودی نکرد....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سخا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۵ نوشته:

سلام
این غزل رو میتونید با صدای فرمان فتحعلیان از ادرس زیر گوش کنید.
پیوند به وبگاه بیرونی/

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعیده در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۴ نوشته:

سلام این شعر رو میتونید با صدای هایده رئیس زاده از رادیو روغن حبه انگور گوش کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک پرتو در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۷ نوشته:

جشن سـده، در ماه بهمن است، و بهمن، آذر فروز می‌باشد (برهان قاطع)، و ســده، نام درخت نارون نیز هست، که یکی از نام‌های گوناگون ِ سیمرغ، سئنا، سیرنگ، سیمر، ساپیته، سـپنتا است که بیان "سه تای یکتا" است. درخـت نـارون (نار+ ون، نار، به معنای زن است. ون، درختی بود که سیمرغ فرازش می نشست) بنام‌های 1- دیو دار ( درخت خدا ) 2- ســده 3- شجره البق که درخت بغ ، یا درخت خدا باشد ) و4- در تبری اِ زار درخت نامیده می‌شود و 5- بوقیصا نامیده می‌شود که بوق + گیس باشد. هم بوق، نای است ، و هم گیس ( درختنی) به معنای نای است . بوقیصا به معنای نای بزرگ = کرنا است ، این درخت ، 6- سایه خوش نیز نامیده می‌شود . این برابریها نشان میدهند که ســده ، هیچ ربطی به عدد صد 100 ندارد .
"ســده" یکی از نام‌های سیمرغ، یا هما یا خرّم (یا برجیس = برگ + گیس) بوده است. جـشـن سـده، جشن عروسی "آذرخش = برق = سیمرغ"، با "زمین" (آرمئتی = زنخدا زمین) بوده است. سیمرغ را در متون زرتشتی پهلوی ، دو پاره میکنند . یک پاره را "امرو" می‌نامند، و یک پاره را "چمرو" camru . چمرو ، مرغیست که تخم‌های درخت ( واس تخمک ون ) را ، در سراسر روی زمین میپراکند و میپاشد . این واژه در عربی ، جـمـره شده است . جمره ، هم به معنای اخگر آتش ، خدرک آتش و هم به معنای یک سنگریزه هست . سیمرغ ، خودش ، تبدیل به برق یا آذرخش ( زهدان برق ) و یا درخش ( تخم برق ) می‌شود ، و به زنخدای زمین ( به آن‌چه در گیتی ، تن، یا زهدان دارد = همه اجسام ) یک تلنگر می‌باشد . برق ، سنگ هم نامیده می‌شود ، و کار تلنگر و تلنگ ، انگیختن است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک چندم در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۵۸ نوشته:

@ بابک پرتو
"نارا" در زبان اوستایی تبدیل شده به "نَر" در فارسی، و برابر مرد است نه زن...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.