گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن

تا چه‌ها در می دمد این عشق در سرنای تن

هست این سر ناپدید و هست سرنایی نهان

از می لب‌هاش باری مست شد سرنای من

گاه سرنا می نوازد گاه سرنا می گزد

آه از این سرنایی شیرین نوای نی شکن

شمع و شاهد روی او و نقل و باده لعل او

ای ز لعلش مست گشته هم حسن هم بوالحسن

بوحسن گو بوالحسن را کو ز بویش مست شد

وان حسن از بو گذشت و قند دارد در دهن

آسمان چون خرقه رقصان و صوفی ناپدید

ای مسلمانان کی دیده‌ست خرقه رقصان بی‌بدن

خرقه رقصان از تن است و جسم رقصان است ز جان

گردن جان را ببسته عشق جانان در رسن

ای دل مخمور گویی باده‌ات گیرا نبود

باده گیرای او وانگه کسی با خویشتن

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوه در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۰ نوشته:

سرنا و کرنا به علت اینکه از شاخ حیوانات ساختهشده اند به این اسم نامیده شده اند .اسم ذوالقرنین هم له معنی دارنده دو شاخ است و میدانیم که قرن معرب کرن است که به خوبی در کرنا دیده میشود و به معنی شاخ است و خوانده ام که با hornهم ریشه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۶ نوشته:

در بیت دوم منظور از "سرنایی نهان" این است که سرنازن که خدا یا عشق است نهان است یا اینکه صرفاً می گویید سرنایی پدید است و سرنایی نهان؟ دکلمه دکتر سروش مفهوم اول را می رساند و آهنگ سالار عقیلی معنای دوم را. به نظرم معنای اول زیبا و عمیق است، از دومی معنای خاصی می توان برداشت کرد؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهرداد در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۳ نوشته:

لطفن آلبوم فروع علیرضا قربانی رو هم به لیست اضافه کنید.
آهنگ خرفه رقصان برای این صفحه هست.
مچکر.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی تعریفی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۸ نوشته:

سلام در بیت دوم بین سر و نا فاصله گذاشته اید و نا به پدید چسبیده که ناپدید خوانده می شود...که درستش این است: هست این سرنا پدید و هست سرنایی نهان
از می لب‌هاش باری مست شد سرنای من

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
احمد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۱ نوشته:

بیت دوم وقتی می گوید هست این سرنا پدید... منظور مولانا این است که سرنا که همان انسان است (که در بیت اول توضیح داده است) پیدا و آشکار است و وقتی می گوید هست سرنایی نهان... منظور سرنازن است که خداوند است که نهان است. سرنایی به معنی سرنا زن مثل مرد نایی که یعنی مرد نی نواز

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سیامک یوسفی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۳ نوشته:

آسمان چون خرقِه ِ(یِ) رقصان و صوفی ناپدید
ای مسلمانان که دیده خرقهْ رقصان بی‌بدن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.