چند از این راه نو روزگار
پرده آن یار قدیمی بیار
آتش فرعون بکش ز آب بحر
مفرش نمرود به آتش سپار
چرخ فلک را به خدایی مگیر
انجم و مه را مشناس اختیار
شمس و شموسی که سرآخر شدهست
چون خر لنگست در آن مستدار
باد چو راکع شد و خود را شناخت
نیست در آخر چو خسان بیمدار
چشم در آن باد نهادهست خس
کاو کشدش جانب هر دشت و غار
خیره در آن آب بماندهست سنگ
کوش بغلطاند در سیل بار
گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر
ما همه چنگیم و دل ما چو تار
گاه یکی نغمهی تَر مینواز
گاه ز تر بگذر و رو خشک آر
گر ننوازی دل این چنگ را
بس بود اینش که نهی برکنار
نور علی نور چو بنوازیش
باده خوش و خاصه به فصل بهار
در کف عشقست مهار همه
اشتر مستیم در این زیر بار
گاه چو شیری متمثل شود
تا برمد خلق از او چون شکار
گاه چو آبی متشکل شود
خلق رود تشنه بدو جانسپار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حال و هوای عشق و وصال میپردازد و به یار قدیمی خود اشاره میکند. او به آتش و خطرات اشاره میکند تا نیروی عشق و خداییش را به تصویر بکشد. با تمثیلهای مختلف، از چرخ فلک و ستارگان تا آب و باد، به متغیر بودن حالات عاشق و معشوق میپردازد. در نهایت، شاعر به هنری اشاره میکند که باید هنوز در دل زنده مانده و بر نغمههای عشق و زندگی تمرکز کرد. عشق را به عنوان نیرویی قوی معرفی میکند که میتواند در موقعیتهای سخت، تحول ایجاد کند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از این مسیر جدید به زندگی میگذرد، بیایید پردهای از یاد آن یار قدیم بکشیم و او را دوباره زنده کنیم.
هوش مصنوعی: آتش فرعون را با آب دریا خاموش کن، و نمرود را که به آتش افکنده شده، به آتش بسپار.
هوش مصنوعی: به خدا نسبت دادن قدرت چرخ فلک (سایر اجرام آسمانی) جایز نیست، و نباید ستارهها و ماه را موجوداتی مستقل و دارای اختیار بدانیم.
هوش مصنوعی: شمس و نور او که در پایان به حالت نارسایی و کجرفتاری درآمده، مانند خر لنگی است که در دایرهای میچرخد و نمیتواند به درستی حرکت کند.
هوش مصنوعی: وقتی باد در حالت رکوع (تسلیم) قرار میگیرد و خود را میشناسد، دیگر مانند انسانهای نادانی که فاقد هدف و سرگردان هستند نیست.
هوش مصنوعی: خس (گیاهی) که در دل این باد قرار گرفته، آن را به سمت هر دشت و غاری میکشاند و حرکت میدهد.
هوش مصنوعی: سنگی که در آب ایستاده و به نیروی سیل نزدیک است، سعی میکند خود را به حرکت درآورد و غلت بزند.
هوش مصنوعی: خواه بد باشیم یا نیک، تو اساساً ما را قضاوت نکن. ما همه سازهایی هستیم و دلهای ما مانند رشتههای تار ساز است.
هوش مصنوعی: گاه اوقات، یکی از ما نغمهای با احساس و عاطفه مینوازد، و گاه هم باید از این عاطفه فاصله بگیری و سرسخت و خشک باشی.
هوش مصنوعی: اگر این چنگ را بنوازی، دل شاد میشود. کافی است که آن را کنار بگذاری و نواختنش را متوقف کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که نور بر نور افزوده شود، اگر آن را با ساز دلنشین بنوازند، بخصوص در فصل بهار، لذت و شعف دوچندان میشود.
هوش مصنوعی: عشق ما را کنترل میکند و ما مانند شترهایی مست زیر بار سنگینی از آن هستیم.
هوش مصنوعی: گاهی که عشق به صورت یک شیر درآید، مردم بهسان شکار به سوی او میروند.
هوش مصنوعی: گاهی او همچون آبی تجسم پیدا میکند که مردم تشنه در صف هستند تا جانشان را به او تقدیم کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ابر همی گرید چون عاشقان
باغ همی خندد معشوقوار
رعد همی نالد مانند من
چون که بنالم به سحرگاه، زار
پند بدادمت من، ای پور، پار
چون بگزیدی تو بر آن نور نار؟
غره مشو گرچه نیابد همی
بی تو نه بهرام و نه شاپور پار
پشت گرانبار تو اکنون شدهاست
[...]
با رخت ای دلبر عیار یار
نیست مرا نیز به گل کار کار
تا رخ گلنار تو رخشنده گشت
بر دل من ریخته گلنار نار
چشم تو خونخواره و هر جادویی
[...]
دولت مسعودی با روزگار
چون تن و جان گشت بهم سازگار
تاج همی گوید جاوید باد
شاه زمانه ملک روزگار
بخت همی گوید پاینده باد
[...]
وقت گل سوری، خیز ای نگار
بر گل سوری می سوری بیار
بربط سُغدی را گردن بگیر
زخمهٔ زیر و بم او برگمار
زان می نوشین، که چو جانم بدی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.