چون سرِ کس نیستت، فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی، پردهٔ او را مدر
چشم تو چون ره زند، رهزده را ره نما
زلف تو چون سر کشد، عشوه هندو مخر
عشق بود دلستان، پرورشِ دوستان
سبز و شکفته کند باغ تو را چون شجر
وجهک وجه القمر قلبک مثل الحجر
روحک روح البقا حسنک نور البصر
عشق خران جو به جو تا لب دریای هو
کهنه خران کو به کو اسکی ببج کآمدور
دشمن ما در هنر شد به مثل دنب خر
چند بپیماییاش؟ نیست فزون کم شمر
اقسم بالعادیات احلف بالموریات
غیرک یا ذالصلات فی نظری کالمدر
هر که به جز عاشق است در تُرُشی لایق است
لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر
هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک
کل کریم سواک فهو خداع غرر
عشق خوش و تازهرو عاشقِ او تازهتر
شکلِ جهان کهنهای عاشق او کهنهتر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به عشق و تأثیر آن بر جان و دل میپردازد. مولانا از زیباییهای معشوق و اثرگذاری آن بر عاشق میگوید، و تأکید میکند که عشق میتواند زندگی را شکوفا و سبز کند. او با اشاره به سادگی دلهای دیگران، عشق را انتقاد کرده و بر این باور است که غیر از عاشقان، دیگران لایق طعم خوش عشق نیستند. در پایان، او حال عشق را نسبت به جهانی کهنه و بیروح، توصیف میکند و این نشاندهنده ریشهدار بودن عشق در وجود انسان است.
هوش مصنوعی: چون سر کسی را نداری، موجب فتنه نشو و دلها را آزرده نکن. زیرا اگر دلی را به عشق خود در راه بیاوری، پردهی دلش را از بین نبر.
هوش مصنوعی: چشم تو مانند راهزنها دل را فریب میدهد و به راه میبرد، و موهای تو چون درختی سر به زیر دارد که نباید به طرز دلربا رفتار کند.
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که دلها شاداب و سرزنده شوند و مانند درختان، باغ تو را همیشه سبز و پرگل نگه دارد.
هوش مصنوعی: تو ای محبوب، چهرهات همچون چهرهی ماه است، دل تو مانند سنگ است و روح تو روح جاودانی است؛ زیباییات نور چشمان من و روشنی بخش جانم است.
هوش مصنوعی: عشق، مانند خرهایی که در پی آب هستند، از اینجا به آنجا میرود تا به لب دریای محبت برسد. عشق قدیمیها و پندارهای کهنه را رها کن و در پی عشق واقعی باش.
هوش مصنوعی: دشمن ما در هنر به اندازهٔ دُمِ خر شده است؛ حالا چقدر باید او را دنبال کنی؟ او را زیادتر از آنچه هست، کوچک نشمار.
هوش مصنوعی: خدا را سوگند به آنکه بادها را به حرکت در میآورند و به آنکه شترها را به حرکت درمیآورند، قسم میخورم که ای کسی که به نماز میایستی، در نظر من مانند خاکی هستی.
هوش مصنوعی: هر کس به جز عاشق خداوند، در تلخی و بدبختی سزاوار است؛ شایستهی چیزی شیرین و خوشمزه مانند حلوا و شکر نیست، بلکه شایستهی تلخی و کبر است.
هوش مصنوعی: عشق و محبت من به تو به قدری عمیق است که جانم را فدای تو میکنم. در محبت تو هر چیزی را که خوب و باکرامت باشد، بر سرم ویران کرده است، زیرا تو برای من فریبنده و بینظیری.
هوش مصنوعی: عشق، زیبا و شاداب است و کسی که عاشق اوست، خود نیز تازهتر و باطراوتتر میشود. در مقابل، جهان قدیمی و آشنا، عاشق او را کهنه و فرسودهتر میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
در قدح مشکبوی باده بیار ای غلام
وز لب یاقوت رنگ بوسه بده ای پسر
گلبن اندیشه را بُن ِبکَن و سر بزن
تات به باغ نشاط تازهگل آید به بر
آن چو لب لعل دوست ابینا وین چو سر زلف یار
[...]
اسب قناعت بتاز پیش سپاه قدر
عدل خداوند را ساز ز فضلش سپر
پرده مستان نواخت زخمه باد سحر
باده ده ای عشق تو همچو سحر پرده در
دایره بزم را نقطه چو از خال تست
ساغر تا خط بیار سر ز خط ما مبر
مردمیی کن به شرط از پی ما پیش از آنک
[...]
ای به رخ همچو گل مایه شمس و قمر
وای به لب همچو مل گوهر شهد و شکر
دیده به چشم جفا درد من از هیچ کم
کرده به روی نکو کار من از بد بتر
خسته خشم تو عقل از نظر ناتمام
[...]
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
چونک ببردی دلی باز مرانش ز در
چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما
زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
عشق بود گلستان پرورش از وی ستان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.