گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به حسن تو نباشد یار دیگر

درآ ای ماه خوبان بار دیگر

مرا غیر تماشای جمالت

مبادا در دو عالم کار دیگر

بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز

اگر بودی چو تو عیار دیگر

چو خورشید جمالت روی بنمود

ز هر ذره شنو اقرار دیگر

زهی دریا که آگندی ز گوهر

که هر قطره نمود انبار دیگر

به یک خانه دو بیمارند و عاشق

منم بیمار و دل بیمار دیگر

خدایا هر دو را تیمار کردی

ولیکن ماند آن تیمار دیگر

چه داند جان منکر این سخن را

که او را نیست آن دیدار دیگر

که منکر گفت سنایی خود همینست

سنایی گفت نی خروار دیگر

بدان خروار تو خروار منگر

گشا دو چشم عیسی وار دیگر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.